تبلیغات
پاسخگویی به شبهات دینی روز - عبرت‌های عاشورا در كلام رهبر معظم انقلاب
 
پاسخگویی به شبهات دینی روز
درباره وبلاگ


اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً .
به امید آن روز ان شاء الله
شماره تماس با ما:09191718677
شماره تلفن تماس:09333861806

مدیر وبلاگ : سید محمد ظاهر محمدی
نظرسنجی
به دنبال چه مسایلی از دین هستید؟






عزیزان من امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ به چه زبانی به ما بگوید كه تكلیفمان چیست؟ شرایط، زندگی و اسلام همان است.

الحمدالله رب العالمین، نحمده و نستعینه و نؤمن به و نتوكل علیه و نستغفره و نصلی و نسلم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه، حافظ سره و مبلغ رسالاته، بشیر رحمته و نذیر نعمته، سیدنا و نبینا ابی‌القاسم محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتخبین المعصومین المطهرین، الهداة المهدیین، سیّما بقیة الله فی الارضین و صل علی ائمة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.

عن رسول‌الله ـ صلی الله علیه و آله ـ انه قال: «حسین منی و انا من حسین» و عنه علیه و علی آله السلام انه قال: «ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة». 

همه برادران و خواهران نمازگزار عزیز و نفس خودم را به ترس ازخدا، رعایت پرهیزكاری، اجتناب از گناهان پرداختن به طلب رضای خالق متعال (جلت عظمته) توصیه می‌كنم، این روح و هدف زندگی است و همین است كه برای ما در آن روز «لا ینفع مالٌ و لا بَنون» و همچنین در حیات دنیا، مایه سعادت و سفیدرویی خواهد شد.

امروز به مناسبت روز عاشورا، نیت كردیم كه درباره «نهضت حسینی ـ علیه‌السّلام ـ» حرف بزنیم چیز عجیبی است، خدا را شكر كه همة زندگی ما از یاد امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ لبریز است.

دربارة نهضت این بزرگوار صحبت زیاد شده است، امّا در عین حال هرچه انسان در این‌باره می‌اندیشد، میدان فكر، بحث، تحقیق و مطالعه گسترده است و بسیاری از حرف‌ها هنوز درباره این حادثة عظیم، عجیب و بی‌نظیر وجود دارد كه باید درباره آن فكر كنیم و برای هم بگوییم. اگر حضرت ابا عبدالله ـ علیه‌السّلام ـ را از روزی كه از مدینه خارج شد و به طرف مكه آمد و آن روزی كه در كربلا شربت گوارای شهادت نوشید را در نظر بگیریم شاید بشود گفت كه بیش از صد درس مهم، در این حركت چند ماهه می‌توان شمرد. می‌توان گفت كه در این حركت هزاران درس هم بوده است بله این هم درست است زیرا كه در هر اشارة آن بزرگوار ممكن است یك درسی باشد. امّا این‌كه می‌گوئیم بیش از صد درس، یعنی اگر بخواهیم این كارها را مورد مداقّه قرار دهیم صد عنوان می‌توان بدست آورد كه هر كدام یك امت، تاریخ، كشور، تربیت خود، اداره جامعه و قرب به خدا درس است. اینگونه است كه حسین ابن علی ـ علیه‌السّلام ـ مثل خورشیدی در دنیا در میان مقدسین عالم می‌درخشد یعنی اگر انبیاء، اولیاء، ائمه، شهدا و صالحین را مثل ماه‌ها و ستاره‌ها در نظر بگیریم، این بزرگوار مثل خورشید می‌درخشد.

در این حركت و واقعه یك درس اصلی وجود دارد؛ چرا امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ قیام كرد؟ پاسخ این سوال درس اصلی این حركت است. امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ در مكه و مدینه محترم بودند و در یمن آن همه شیعه داشتند، چرا به جایی رفتند كه رودرروی یزید قرار بگیرند، چرا قیام كردند؟ و قضیه چه بود؟

امروز در بسیاری از نقاط دنیای اسلام شرایط قیام و حركت اصلاحی وجود دارد، مسلمانان باید وظیفه‌شان را انجام دهند و فساد و انحراف را از جامعه ریشه‌كن سازند.

اثر عاشورا بعد از گذشت بیش از 13 قرن همچنان برنده است و فاجعه عاشورای حرم رضوی نشان‌دهندة برندگی این اثر است.

بعضی‌ها دوست دارند اینگونه بگویند كه حضرت خواست حكومت فاسد یزید را كنار بزند و خود، یك حكومت تشكیل دهد. نمی‌گویم این حرف غلط است بلكه نیمه درست است. اگر مقصود از این حرف این است كه این بزرگوار برای تشكیل حكومت قیام كردند، به این نحو كه تا ببیند نمی‌شود به نتیجه رسید، بگویند برگردیم. كسی كه به قصد حكومت حركت می‌كند، تا آنجایی پیش می‌رود كه ببیند این كار شدنی است و تا دید احتمال شدن این كار وجود ندارد و وظیفه‌اش این است كه برگردد، اگر هدف تشكیل حكومت است انسان تا آنجایی جایز است برود كه می‌توان رفت و آنجایی كه نتوان رفت باید برگشت. اگر آن كسی كه می‌گوید هدف حضرت از این قیام تشكیل حكومت علوی است آیا مرادش این است؟ نه این درست نیست! برای این‌كه مجموعه این است حركت این را نشان نمی‌دهد.

بعضی‌ در نقطه مقابل گفته‌اند حضرت می‌دانست كه نمی‌تواند حكومت تشكیل دهد بلكه آمد تا شهید شود. این حرف هم یك مدتی بر سر زبان‌ها خیلی شایع بود. بعضی با تعبیرات زیبای شاعرانه هم این را بیان می‌كردند. بعد من دیدم كه بعضی از علمای بزرگ ما این را فرموده‌اند كه برای تشكیل حكومت قیام كرد و هدف او تشكیل حكومت بود و نه این‌كه حضرت برای شهید شدن قیام كرد.

بنده به نظرم اینگونه می‌رسد كه آن كسانی كه گفته‌اند هدف قیام امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ تشكیل حكومت و یا شهادت بود، میان هدف و نتیجه خلط كرده‌اند.اینها نبود، امام حسین یك هدف دیگری داشت، منتهی رسیدن به آن هدف یك راه و حركتی را می‌طلبید كه این حركت یكی از این دو نتیجه را داشت. البتّه حضرت برای هر دو هم آمادگی داشت. هم مقدمات حكومت و هم مقدمات شهادت را آماده كرد و می‌كرد. هر كدام هم می‌شد درست بود و ایرادی نداشت. امّا هیچ كدام هدف نبود، این دو نتیجه بودند.

اگر بخواهیم در یك جمله هدف امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ را بیان كنیم باید اینگونه بگوییم كه هدف آن بزرگوار عبارت بود از انجام دادن یك واجب عظیمی از واجبات دین كه آن واجب عظیم را هیچ كس قبل از امام حسین انجام نداده بود.

پیغمبر، امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی، هیچ كدام این واجب را انجام نداده بودند، این یك واجبی كه در بنای كلی نظام فكری، ‌ارزشی و علمی اسلام جای مهمی دارد با وجودی كه این واجب بسیار اساسی و مهم است، تا زمان امام حسین به این واجب عمل نشده بود.

امام حسین باید این واجب را عمل می‌كرد تا درسی برای همه تاریخ باشد، مثل این‌كه پیغمبر حكومت تشكیل داد و این تشكیل حكومت درسی برای تاریخ اسلام شد، یا پیغمبر در راه خدا جهاد كرد و این درسی برای تاریخ مسلمین و بشر شد. این واجب هم باید به وسیله امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ انجام می‌گرفت تا درسی عملی برای مسلمانان طول تاریخ باشد. حالا چرا امام حسین این كار را بكند.

چون زمینه انجام آن واجب در زمان امام حسین پیش آمد، اگر این زمینه در زمان امام حسین پیش نمی‌آمد و مثلاً در زمان امام علی النقی ـ علیه‌السّلام ـ پیش می‌آمد، همین كار را امام علی النقی می‌كرد.

آن وقت ذبح عظیم تایخ اسلام، امام علی النقی ـ علیه‌السّلام ـ می‌شد. اگر در زمان امام حسن مجتبی ـ علیه‌السّلام ـ پیش می‌آمد آن بزرگوار این كار را می‌كرد. اگر زمان امام صادق ـ علیه‌السّلام ـ پیش می‌آمد، آن بزرگوار این كار را انجام می‌داد. در زمان قبل از امام حسین پیش نیامد و بعد از ایشان هم در تمام طول دوران غیبت پیش نیامد.

پس هدف، عبارت از انجام این واجب شد. آن وقت انجام این واجب به طور طبیعی به یكی از این دو نتیجه می‌رسد: یا آدم این واجب را كه انجام داد به قدرت و حكومت می‌رسد، امام حسین حاضر بود و اگر به قدرت هم می‌رسید، قدرت را بدست می‌گرفت و جامعه را مثل زمان پیغمبر و امیرالمؤمنین اداره می‌كرد و یا انجام این واجب به حكومت نمی‌رسد و به شهادت می‌انجامد. خدا حضرت را طوری آفریده بود كه بتواند بار سنگین آنچنان شهادتی را كه برای این امر پیش می‌آمد تحمل كند و تحمل هم كرد.

برادران و خواهران عزیز نمازگزار! پیغمبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و هر پیغمبری كه می‌آید یك مجموعه احكام را می‌آورد، این احكام بعضی فردی است و برای این است كه انسان خودش را اصلاح كند، و بعضی‌ اجتماعی است، برای این‌كه دنیای بشر را آباد، زندگی بشر را اداره كند و اجتماعات بشر را به پا دارد. اینها یك مجموعه احكامی است كه به این مجموعه، نظام اسلامی می‌گویند. اسلام بر قلب مقدس پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله ـ نازل شد و در پی آن، نماز، روزه، زكات، انفاقات، ‌حج، احكام خانواده،‌ ارتباطات شخصی، جهاد در راه خدا، تشكیل حكومت، اقتصاد اسلام، روابط حاكم و مردم و وظائف مردم در مقابل حكومت را آورد، همه این مجموعه را اسلام به بشریت عرضه كرد و همه آنها را هم پیغمبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ بیان كرد.

«ما من شی یقربكم الی الجنه و یوعدكم من النار الا قد عبرتكم» تمام احكام كه یك انسان و یك جامعه انسانی را می‌تواند به سعادت برساند پیغمبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ عمل و بیان كرده‌اند. در زمان پیغمبر حكومت و جامعه اسلامی تشكیل شد، اقتصاد و جهاد اسلامی برپا شد و زكات اسلامی گرفته شد.

مهندس این نظام نبی اكرم و آن كسی است كه به جای او می‌نشیند راهبر این قطار در این خط نبی اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ است و آن كسی كه بجای او می‌نشیند. خط هم روشن و مشخص است.

جامعه اسلامی و فرد اسلامی باید از این خطر و بر روی این خطر حركت كند كه اگر چنین حركتی انجام بگیرد آن وقت انسان‌ها به كمال می‌رسند و صالح می‌شوند، در میان مردم ظلم، فساد، اختلاف و فقر از بین می‌رود و بشر به خوشبختی كامل رسیده و بندة كامل خدا می‌شود.

این نظام را اسلام به وسیله نبی اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ آورد و در جامعه آن روز بشر در گوشه‌ای كه نامش مدینه بود پیاده كرد. در اینجا یك سؤالی باقی می‌ماند و آن این‌كه حالا اگر این قطاری را كه پیغمبر اكرم در روی این خط به راه انداخته است یك دست یا حادثه‌ای آن را از روی خط خارج كرد تكلیف چیست؟ اگر جامعه اسلامی منحرف شد و اگر این انحراف به جایی رسید كه خوف انحراف كل اسلام و معارف اسلام بود آن وقت تكلیف چیست؟ ما دو نوع انحراف داریم: زمانی مردم فاسد می‌شوند امّا احكام اسلامی از بین نمی‌روند. یك وقت هم مردم كه فاسد می‌شوند، حكومت‌ها هم فاسد می‌شوند، علما و گویندگان دین هم فاسد می‌شوند و از انسان‌های فاسد اصلاً دین صحیح صادر نمی‌شود. قرآن و حقایق را تحریف می‌كنند، خوب‌ها را بد می‌كنند، بدها را خوب می‌كنند، منكر را معروف می‌كنند، معروف را منكر می‌كنند و خطی كه به این سمت مثلاً كشیده است 180 درجه به سمت دیگر عوض می‌نمایند.

اگر جامعه و نظام اسلامی به یك چنین چیزی دچار شد تكلیف چیست؟

البتّه قرآن و پیامبر فرموده بودند كه تكلیف چیست.

پیغمبر فرموده بودند امّا آیا می‌توانستند به این حكم الهی عمل نمایند؟ نه، چون این حكم الهی در وقتی قابل عمل است كه جامعه منحرف شده باشد. اگر جامعه منحرف شد و به تدریج از خط خارج و خراب شد، اگر ما آن حكم تغییر وضع و تجدید حیات یا به تعبیر امروز، حكم انقلاب را نداشته باشیم خوب این حكومت به چه دردی می‌خورد؟ پس آن حكمی كه مربوط به گرداندن جامعه منحرف به خط اصلی است اهمیت این حكم از خود حكم حكومت كمتر نیست و شاید بشود گفت اهمیتش از جهاد با كفار هم بیشتر است. شاید بشود گفت اهمیتش از عبادت بزرگ الهی چون حج بیشتر است، چرا؟ برای این‌كه در حقیقت این حكم تضمین‌كننده زنده شدن اسلام بعد از آن‌كه مشرف به مردن است، می‌باشد. چه كسی باید این حكم و تكلیف را انجام دهد؟ یكی از جانشینان پیامبر كه در زمانی واقع شود كه آن انحراف به وجود آمده است، به شرط این‌كه موقعیت مناسب باشد. چون خدای متعال به چیزی كه فایده ندارد تكلیف نكرده است. حالا در زمان امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ هم آن انحراف به وجود آمده و هم آن فرصت پیدا شده است، پس حسین باید قیام كند، انحراف پیدا شده است، برای این‌كه بعد از معاویه كسی به حكومت رسیده كه حتی ظواهر اسلام را هم رعایت نمی‌كند شرب خمر می‌كند، كارهای خلاف می‌كند، تعرضات و فسادهای جنسی را واضح انجام می‌دهد، علیه قرآن حرف می‌زند و علناً با اسلام مخالف است ولی اسمش چون رئیس مسلمان‌ها است نمی‌خواهد اسم اسلام را براندازد.

عامل،‌ دلسوز و علاقمند به اسلام نیست و از وجودش آب گندیده به جامعه می‌ریزد، حاكم چون در رأس قله است آنچه كه از او تراوش می‌كند در همان‌جا نمی‌ماند، می‌ریزد و هم قله را فرا می‌گیرد برخلاف مردم عادی، هر كه در جامعه موقعیت بالاتری دارد فساد و ضررش بیشتر است. همچنانی كه اگر صالح شد، صلاح او می‌ریزد و همه دامنه را فرا می‌گیرد. چنین حاكم فاسدی بعد از معاویه، خلیفه مسلمین شده است، از این انحراف بالاتر! این‌كه می‌گوئی موقعیت مناسب است یعنی فضای جامعه اسلامی طوری است كه پیام امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ ممكن است در همان زمان و و در طول تاریخ به گوش انسان‌ها برسد، اگر امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ در زمان معاویه می‌خواست قیام كند پیام او دفن می‌شد. این به خاطر وضع حكومت در زمان معاویه است، امام حسین، هم در مقابل چنین انحرافی قرار گرفته و هم موقعیت مناسب است لذا باید آن تكلیف را انجام دهد، عذر دیگری هم وجود ندارد، لذا وقتی عبدالله بن جعفر، محمد بن حنیفه و عبدالله بن عباس به حضرت می‌گفتند كه این راه خطر دارد و شما نروید. می‌خواستند بگویند خطری كه راه تكلیف بود. تكلیف را ساقط كرده است. امّا آنها نمی‌دانستند كه این تكلیف، تكلیف نیست كه با خطر برداشته شود.

در هر جای دنیا اگر فسادی باشد، امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ در آنجا زنده است و با شیوه و عمل خود به آنها می‌گوید كه چه باید بكنند.

این تكلیف همیشه خطر دارد، چه زمانی ممكن است انسان علیه حكومتی آنچنان مقتدر قیام كند و خطری نداشته باشد؟ كار امام خمینی (ره) هم همان تكلیف حسین‌گونه بود. به امام هم می‌گفتند شما با شاه در افتاده‌اید و خطر دارد. آیا امام نمی‌دانست كه خطر دارد؟! آیا امام نمی‌دانست كه دستگاه امنیتی رژیم پهلوی انسان را می‌گیرند، شكنجه می‌كنند، تبعید می‌كنند؟ چرا، امام اینها را خوب می‌دانست.

كاری كه در زمان امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ انجام گرفت و نسخة كوچك آن در زمان امام ما انجام گرفت تنها یك تفاوت داشت آنجا به شهادت منجر شد و در اینجا به تشكیل حكومت انجامید. این همان است. هدف امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ با هدف امام بزرگوار ما یكی بود (تكبیر نمازگزاران) پس هدف عبارت از بازگرداندن اسلام و جامعه اسلامی به خط صحیح شد. چه زمانی؟ آن وقتی كه راه منحرف شده است و جهالت، ظلم،‌ استبداد و خیانت كسانی مسلمین را منحرف كرده است و زمینه و شرایط هم آماده می‌باشد.

البتّه دوران تاریخ اوقات مختلفی دارد. گاه شرایط مهیا و گاه شرایط آماده نیست. زمان امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ این شرایط آماده بود و در زمان ما هم این شرایط آماده بود.

زمانی وجود دارد وقتی انسان قیام كرد این قیام به حكومت می‌رسد، در زمان ما اینطور شد و یك وقت این قیام به حكومت نمی‌رسد و به شهادت می‌انجامد، آیا در این صورت قیام واجب نیست؟ چرا اگر به شهادت هم برسد واجب است. پس می‌توانیم بگوئیم امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ قیام كرد تا آن واجب بزرگی را كه عبارت است از تجدید بنای نظام و جامعه اسلام انجام دهد. این كار از طریق قیام و امر به معروف و نهی از منكر است.

آیا در این صورتی كه قیام به نتیجه شهادت برسد دیگر فایده‌ای ندارد؟ چرا، فرقی نمی‌كند، قیام چه به شهادت برسد و چه به تشكیل حكومت بیانجامد مفید به فایده است، هر كدام یك نوع فایده‌ای دارد. اصل این است كه باید تكلیف را انجام داد و این كاری بود كه امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ انجام داد، منتهی امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ كسی بود كه برای اولین بار این حركت را انجام داد و قبل از او این كار تا كنون انجام نشده بود.

پس می‌توانیم بگوئیم كه امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ قیام كرد تا آن واجب بزرگی كه عبارت است از تجدید بنای نظام و جامعه اسلامی، و قیام در برابر انحرافات عظیم را نشان بدهد. این از طریق قیام و امر به معروف و نهی از منكر است و خود مصداق بزرگ امر به معروف و نهی از منكر است.

آن شبی كه ولید حاكم مدینه حضرت را احضار كرد و گفت: با یزید بیعت كنید، حضرت به او فرمود كه بماند تا صبح بشود. «ننظر و تنظر و اینا احق بالخلافه» فكر كنیم كه ما به خلافت برسیم یا یزید؟ فردای آن روز مروان حضرت را در كوچه‌های مدینه دید، گفت یا ابا عبدالله تو خودت را به كشتن می‌دهی چرا با خلیفه بیعت نمی‌كنی؟ حضرت به او فرمودند: «انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید» آن وقتی كه حاكمی چون یزید بر سر كار بیاید باید با اسلام خداحافظی كرد.

حضرت در این عبارت می‌خواهد بفهماند كه تا به حالا هرچه بود قابل تحمل بود. امّا الان حسا ب اصل اسلام، اصل دین و اصل نظام در میان است و با حكومت فردی مثل یزید همه اینها نابود خواهد شد.

امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ مسئله خطر انحراف را بسیار جدی گوشزد می‌كنند و این را انحراف در اصل اسلام بر می‌شمرند.

امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ در وصیتی كه هنگام خروج از مكه نوشته‌اند بعد از شهادت به وحدانیت خداوند می‌آورند: «و انی ما خرجت عشراً‌و لا بطراً و لا ظالماً ولا مفسداً» یعنی كسانی اشتباه نكنند، تبلیغات چی‌ها نیایند تبلیغات كنند كه امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ هم مثل كسانی كه این گوشه و آن گوشه خروج می‌كنند برای این‌كه قدرت را به چنگ بگیرند وارد میدان مبارزه و جنگ شده است، كار ما از این قبیل نیست، «بل انما خرجت ارید الاصلاح فی امة جدی». عنوان این كار اصلاح است، امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ می‌گوید می‌خواهم حكومت را اصلاح كنم و این همان واجبی است كه قبل از ایشان انجام نگرفته است. «بل انما اردت الاصلاح،‌ انما خرجت ارید الاصلاح فی امه جدی» این اصلاح از طریق خروج است.

خروج یعنی قیام، حضرت این نكته را در این وصیتنامه تصریح كردند. یعنی اولاً می‌خواهیم قیام كنیم و ثانیاً‌ قیاممان هم برای اصلاح است نه برای این‌كه حتماً‌ به حكومت برسیم و یا حتماً‌ برویم و شهید بشویم.

بعد حضرت می‌فرماید: «ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنكر و اثیر بسیرة جدی» این اصلاح از این طریق است.

حضرت در مكه دو نامه نوشته‌اند، یكی به رؤسای بصره و یكی دیگر به رؤسای كوفه. در نامه حضرت به رؤسای بصره اینگونه آمده است: «و قد بعثت رسولی علیكم بهذا الكتاب و انا ادعوكم الی كتاب الله و سنة نبیه فان سنت قد امیتت والید قد احبیت فان تسمعوا قولی اهدیكم الی سبیل الرشاد.»

من می‌خواهم بدعت را از بین ببرم، سنت را احیاء كنم،‌ زیرا سنت را میرانده‌اند و بدعت را زنده كرده‌اند. اگر دنبال من آمدید راه راست با من است، یعنی می‌خواهم همان تكلیف را انجام دهم و آن احیای سنت پیامبر و نظم اسلامی است.

حضرت در نامه‌ای دیگر به اهل كوفه فرمود: «امام، پیشوا و رئیس جامعه اسلامی نمی‌تواند كسی باشد كه اهل فسق، فجور، خیانت، فساد و دوری از خدا است، باید كسی باشد كه به كتاب خدا در جامعه عمل كند. عدل و داد را در جامعه اجرا كند،‌حق، قانون جامعه بشود و دین و آئین جامعه حق‌مدار باشد». امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ هدف را باز مشخص می‌كند. از مكه خارج می‌شوند، ایشان در میان راه در هر منزل با مخاطبین مختلف سخنانی دارند.

در منزلی به نام «بیضه» در حالی كه حر بن یزید هم در كنار حضرت هستند، خطاب به دشمن می‌فرمایند: «ان رسول‌الله ـ صلی الله علیه و آله ـ قال من رأی سلطاناً جائراً مستحلاً لحرام الله ناكثاً لعهدالله مخالفاً لسنة رسول‌الله و لم یغیر علیه بقول یعمل فی عبدالله بالاثم و العدوان فلم یغیر علیه بقول او فعل كان حقاً علی الله ان یدخله مدخله» یعنی اگر كسی ببیند حاكمی در جامعه اسلامی بر سر كار است كه ظلم می‌كند، حرام خدا را حلال می‌شمارد، حلال خدا را حرام می‌شمارد، حكم الهی را كنار می‌زند عمل نمی‌كند و دیگران را به عمل نمی‌خواند، با گناه و دشمنی و ظلم عمل می‌كند و كلاً حاكم جائر و فاسد است و یزید مصداق كامل آن بود، با زبان و عمل علیه آن اقدام نكند، خدای متعال در قیامت این ساكت بی‌تفاوت بی‌عمل را هم سرنوشتی دچار می‌كند كه آن ظالم را به آن دچار كرده است،‌ یعنی با هم در یك صف و جناح قرار می‌گیرند. این را پیامبر فرموده‌اند، پس پیامبر مشخص كرده بودند كه اگر نظام اسلامی منحرف شد چه باید كرد. امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ هم به این فرمایش پیامبر استناد می‌كند.

پس تكلیف چه شد؟ تكلیف «یغیر علیه بقول و فعل» شد. اگر در چنین شرایطی قرار گرفت البتّه در زمانی كه موقعیت مناسب باشد واجب است كه انسان در برابر این عمل قیام و اقدام كند، به هر كجا كه می‌خواهد برسد، كشته بشود، زنده بماند، بر حسب ظاهر موفق بشود و یا نشود. هر مسلمانی باید در مقابل این وضعیت قیام كند این تكلیف است كه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرموده است.

بعد فرمود: «و انا الحق من غیر» من از همه مسلمانان به این‌كه این قیام را بكنم شایسته‌ترم، من پسر پیامبرم، اگر پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ بر تك‌تك مسلمان‌ها این تغییر را (همین اقدام) واجب كرده است، خب حسین ابن علی ـ علیه‌السّلام ـ پسر پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ ، وارث علم و حكمت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ ، از دیگران واجب‌تر و مناسب‌تر است كه قیام كند، خب به خاطر همین قیام كرد. پس علت خود را بیان می‌كند، تغییر، یعنی همان قیام و اقدام در برابر آنچنان وضعیتی.

فرمود در منزل عذیب چهار نفر به حضرت ملحق شدند. حضرت فرمود: «امّا و الله انی لارجو ان یكون خیراً ما اراد الله بناء قتلنا ان و ظفرنا» این هم نشانه این‌كه گفتیم، فرقی نمی‌كند كه چه به پیروزی برسند و چه كشته بشوند تفاوتی نمی‌كند. تكلیف، باید انجام بگیرد.

فرمود كه من امیدم این است كه خدای متعال آن چیزی كه برای ما در نظر گرفته است این خیر ماست چه ما كشته بشویم و چه به پیروزی برسیم، فرقی نمی‌كند.

در خطبه اول بعد از ورود به سرزمین كربلا فرمود: «فقد نزل بناء من الامر ما قد ترون» كه مفصلاً‌ فرمود و بعد ادامه داد، «لا ترون الی الحق لا یعمل به و الباطل لایتناهی عنه لیرغب المؤمن فی لقاء ربه محقاً».

پس امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ برای انجام یك واجب قیام كرد. این واجب در طول تاریخ متوجه یكایك مسلمانان است و آن عبارت است از این‌كه هر وقت دیدند نظام جامعه اسلامی دچار یك فساد بنیانی شده و بیم آن است كه احكام اسلام به كلی تغییر پیدا كند باید قیام بكند، البتّه در شرایط مناسب و آن وقتی كه بداند این قیام اثر خواهد بخشید. زنده ماندن، كشته نشدن و اذیت و آزار ندیدن جزء شرایط نیست. لذا امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ قیام كرد و عملاً این واجب را انجام داد تا درسی برای همه باشد. ممكن است هر كسی در شرایط مناسب در طول تاریخ این كار را بكند كه البتّه بعد از امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ در زمان هیچ یك از ائمه دیگر چنین شرایطی پیش نیامد كه خود این تحلیل دارد كه چطور پیش نیامد؟ چون كارهای مهم دیگری كه باید انجام می‌گرفت و اصلاً چنین شرایطی دیگر در جامعه اسلامی محقق نشد، لكن در طول تاریخ از اینگونه شرایط در كشورهای اسلامی زیاد پیش می‌آید. الآن هم در دنیای اسلام جاهای مختلفی وجود دارد كه زمینه هست و مسلمانان باید وظیفه‌شان را انجام بدهند كه اگر انجام دادند،‌ تكلیفشان را عمل كرده‌اند و اسلام را تأمین و تضمین كرده‌اند. بالاخره یكی، دو تا شكست می‌خورد، وقتی این تغییر، قیام و حركت اصلاحی تكرار بشود مطمئناً فساد و انحراف ریشه‌كن خواهد شد. هیچكس این راه را بلد نبود. هیچكس این كار را نمی‌دانست چون زمان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ نشده بود، در زمان خلفای اول هم كه انجام نگرفته بود،‌ امیرالمؤمنین ـ علیه‌السّلام ـ كه معصوم بودند انجام نداده بودند، لذا امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ از لحاظ عملی یك درس بزرگی به همه تاریخ اسلام داد و در حقیقت اسلام را هم در زمان خود و هم در همه اعصار بیمه كرد هرجا فسادی از آن قبیل باشد امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ در آنجا زنده است و با شیوه و عمل خود به آنها می‌گوید چه باید بكنند، لذاست كه یاد امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ و یاد كربلا باید زنده باشد، چون یاد كربلا این درس عملی را جلوی چشم می‌گذارد. متأسفانه در كشورهای دیگر اسلامی درس عاشورا آنچنانی كه باید شناخته شده باشد شناخته شده نیست كه باید شناخته شود.

در كشور ما مردم، امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ و قیام او را می‌شناختند، روح حسینی بود، لذا وقتی امام (ره) فرمود محرم، ماه پیروزی خون بر شمشیر است. تعجب نكردند، حقیقت هم به همین شكل شد و خون بر شمشیر پیروز شد. بنده در سال‌های پیش مطلبی را در یك اجتماعی عرض كردم و آن مثال طوطی‌ای است كه مولوی در مثنوی ذكر می‌كند. این مثال است و این مثل‌ها برای بیان حقیقت است. یك نفری یك طوطی در منزل داشت، هنگامی كه می‌خواست به سفر هند برود با اهل و عیال خود خداحافظی كرد، پس از آنها با طوطی خود نیز خداحافظی كرد و به او گفت من به سرزمین تو، هند می‌روم. سفارشی و حرفی نداری، طوطی گفت: چرا، برو به فلان نقطه، در آن‌جا دوستان و اقوام من هستند، به آنها بگو كه یكی از شماها در منزل ماست و از احوال من برای آنها بگو، چیز دیگری از تو نمی‌خواهم. بازرگان به هند رفت، به آن نقطه رسید. طوطی‌های زیادی دید كه روی درخت‌ها نشسته‌اند،‌خطاب به آنها گفت: ای طوطی‌های عزیز و خوب پیغامی برای شما دارم و آن این است كه یك نفر از شما در خانه ماست، وضع خوبی دارد و در قفس است، زندگی خوب و خوراك مناسب دارد به شماها سلام رساند تا سخن بازرگان تمام شد طوطی‌هایی كه روی شاخه‌ها نشسته بودند، بال‌بال زدند روی زمین افتادند. جلو رفت و دید آنها مرده‌اند از سخن خود بسیار متأسف شد، با تأثر به خانه برگشت. وقتی به خانه خودش رسید سراغ قفس طوطی خودش رفت و به او گفت پیغام تو را گفتم. طوطی بی‌صبرانه پرسید كه چه پاسخ دادند.

بازرگان گفت: «تا پیغام تو را شنیدند همه از بالای درختان روی زمین افتادند و مردند. تا این سخن از زبان تاجر بیرون آمد طوطی خودش نیز در كف قفس افتاد و مرد. بازرگان بسیار متأسف شد و در قفس را گشود و او را روی پشت‌بام پرتاب كرد. تا او را پرتاب كرد، طوطی از وسط هوا شروع به بال زدن كرد و روی دیواری نشست. از بازرگان تشكر كرد و گفت: تو خودت وسیله آزادی مرا فراهم كردی من نمرده بودم، خودم را به مردن زده بودم و این درسی بود كه آن طوطی‌ها به من آموختند. تا فهمیدند كه من اینجا اسیر و زندانی هستم، عملاً به من یاد دادند كه من برای نجاتم باید این كار را بكنم. «بمیر تا زنده بشوی» و من پیغام آنها را از تو گرفتم. این درس عملی بود كه از آن منطقه به من رسید و من از آن استفاده كردم. بنده در آن 25 سال پیش به برادران و خواهرانی كه این حرف را می‌شنیدند گفتم كه عزیزان من امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ به چه زبانی به ما بگوید كه تكلیفمان چیست؟ شرایط، زندگی و اسلام همان است. امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ به همه نسل‌ها عملاً نشان داد اگر یك كلمه حرف هم از امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ نقل نمی‌شود ما باید می‌فهمیدیم كه تكلیفمان چیست،‌ ملتی كه اسیر و در بند است ملتی كه دشمنان دین بر او حكومت می‌كنند و زندگی و سرنوشت او را در دست گرفته‌اند، باید از طول زمان بفهمند كه تكلیفش چیست، چون پسر پیغمبر امام معصوم، نشان داد كه در چنین شرایطی چه كار كرد، به زبان نمی‌شد، اگر با صد زبان این مطلب را می‌گفت و خودش نمی‌رفت ممكن نبود این پیغام از تاریخ عبور كند و به ما برسد، امكان نداشت، از تاریخ نصیحت كردن و به زبان گفتن از تاریخ عبور نمی‌كند، هزار نوع توضیح و تحلیل می‌كنند، باید عمل باشد، آن هم فداكاری و عملی چنین بزرگ و سخت، و جانسوز كه امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ انجام داد. حقیقتاً آنچه كه از صحنة روز عاشورا در مقابل چشم ماست، جا دارد كه بگوئیم در تمام حوادثی كه ما از آن فجایع بشری سراغ داریم حادثة كربلا بی‌همتا است.

همانطوری كه پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله ـ ، امیرالمؤمنین ـ علیه‌السّلام ـ و امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ فرمودند، و بنابر آنچه كه در روایات است «لا یوم كیومك یا ابا عبدالله» یا حسین! هیچ روزی، مثل روز عاشورای تو و هیچ مكانی مثل كربلای تو نیست.

ـ رهبر معظم انقلاب اسلامی، در پایان این خطبه به مناسبت عاشورای حسینی در شهادت حسین بن علی ـ علیه‌السّلام ـ و  فرزند رشید آن حضرت، علی‌اكبر ـ علیه‌السّلام ـ به ذكر مصیبت پرداختند.

 

«والسّلام علیکم و رحمه الله وبرکاته»

 



نوع مطلب : عصاره انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 24 شهریور 1396 ساعت 07 و 05 دقیقه و 55 ثانیه
I will immediately snatch your rss feed as I can not find your e-mail subscription link or e-newsletter service.
Do you have any? Please let me recognize so that I may just subscribe.
Thanks.
چهارشنبه 1 شهریور 1396 ساعت 15 و 03 دقیقه و 50 ثانیه
Fantastic post but I was wondering if you could write a litte more on this topic?
I'd be very grateful if you could elaborate a little bit more.

Bless you!
جمعه 25 فروردین 1396 ساعت 01 و 31 دقیقه و 21 ثانیه
What's up colleagues, its enormous article on the topic of cultureand fully defined, keep it up all the time.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





موضوعات
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Google