تبلیغات
پاسخگویی به شبهات دینی روز - دعا در کلام رهبری (2)
 
پاسخگویی به شبهات دینی روز
درباره وبلاگ


اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً .
به امید آن روز ان شاء الله
شماره تماس با ما:09191718677
شماره تلفن تماس:09333861806

مدیر وبلاگ : سید محمد ظاهر محمدی
نظرسنجی
به دنبال چه مسایلی از دین هستید؟







دعا در کلام رهبری(2)






 

دعا، سلاح مؤمن

این ارتباط شما با خداست و این روحیه ی دعا و تضرّعی ست که در نیروهای بسیجی ما وجود دارد. این، همان دعای کمیلی است که شما مقید بودید و هستید بخوانید. این، همان نماز جمعه های شماست. این، همان توسلات و توجهات شما به ائمه (علیهم السلام)، است. و این پیوند و رابطه ی معنوی ست که همه چیز را حفظ کرده است. این، یک خصوصیت است که در جاهای دیگر نیست، و باید آن را حفظ کنید.

2ــ معارف موجود در دعاها

و اما، دومین چیزی که در دعا وجود دارد، معارف است. و این، مخصوص دعاهایی است که از معصوم به ما رسیده است. امام سجاد (علیه السلام)، «صحیفه ی سجادیه» را به صورت دعا تنظیم فرموده، و اصلاً دعا خوانده است؛ اما این کتاب، پُر از معارف الهی و اسلامی است. توحید خالص، در صحیفه ی سجادیه است. نبوّت و عشق به مقام تقدس نبیّ اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، در صحیفه ی سجادیه است. مثل بقیه ی دعاهای مأثور، معارف آفرینش، در این کتاب است. همین «دعای ابوحمزه ی ثمالی» که مخصوص سحرهاست ــ سعی کنید آن را بخوانید و در معنایش توجه و تدبّر داشته باشید ــ و همین «دعای کمیل» که شبهای جمعه خوانده می شود، از جمله دعاهایی است که سرشار از معارف اسلامی است، و در آنها حقایقی به زبان دعا بیان شده است. نه اینکه آن بزرگوار ــ امام سجاد (علیه السلام) ــ نمی خواسته دعا کند و دعا را پوشش قرار داده است. نه! دعا می کرده، مناجات می کرده، و با خدا حرف می زده است. منتها انسانی که قلبش با خدا و با معارف الهی آشناست، حرف زدنش هم این گونه است. حکمت از او سرریز می شود، و دعای او هم عین حکمت است.
دعاهایی که ما می خوانیم، پر از حکمت است. در دعاهای مأثور از ائمّه (علیهم السلام)، که به ما می رسد، نکاتی عاید از معارف وجود دارد که حقیقتاً مورد احتیاج انسان است. آن بزرگواران، با آوردن این نکات در دعاها، به ما یاد می دهند که از خدا چه بخواهیم.
من از دعای شریف ابوحمزه ی ثمالی، چند فقره برایتان عرض می کنم. این دعای طولانی، حالت مناجاتی عجیب دارد، که در بخش سوم عرض خواهم کرد. و اما لا به لای این مناجاتها، نیازهای واقعی انسان نهفته است. نیازهای واقعی، آنهایی است که این بزرگوار از خدای متعال می خواهد. مثلاً در فرازی از دعا، خطاب به قادر متعال، عرض می کند: «ارغد عیشی». «زندگیِ مرا زندگیِ گوارایی قرار بده». گوارا بودن زندگی، نه با پول، نه با قدرت و نه با داشتن زر و زور است. زیرا یک فرد، در عین برخورداری از همه ی این امکانات، ممکن است زندگی برایش گوارا نباشد. نگرانی ای دارد که زندگی برایش گوارا نیست. مشکل خانوادگی ای دارد که زندگی برایش گوارا نیست. اولادش مشکلی پیدا می کنند (العیاذُ بالله، نستجیر بالله، یکی از فرزندان وی، اخلاق بدی دارد) دیگر زندگی برایش گوارا نیست. خبرِ بدی به انسان می رسد؛ زندگی بر او تلخ و ناگوار می شود. این انسان، هم پول دارد، هم قدرت دارد، هم امکانات دارد؛ همه چیز دارد؛ امّا زندگیِ گوارا ندارد. ممکن است انسان فقیری که زندگیِ خیلی ساده ای دارد و در اتاقی محقّر، با عیال و فرزندش، در عین تنگدستی گذرانِ زندگی می کند، زندگی اش گواراتر از آن فردِ همه چیزدارِ ثروتمند و قدرتمند باشد.
ببینید حضرت سجاد (علیه السلام)، چگونه نقطه ی اصلی را مورد توجه قرار می دهد. می گوید: «ارغد عیشی و اظهر مروّتی». زندگی ام را گوارا و جوانمردی ام را آشکار کن. ظاهراً معنای عبارت دوم این است که « میدانی به وجود آید، تا من در آن، صفت جوانمردی را به منصه ی بروز درآورم» . نه اینکه «مردم ببینند من جوانمردم». نه! برای اینکه، اگر بخواهیم جوانمردی بروز پیدا کند، باید جوانمردی کنیم. صرف اینکه جوانمردی در درون انسان وجود داشته باشد، کافی نیست. انسان باید جوانمردی را به مرحله ی عمل برساند، و نسبت به کسانی، جوانمردی کند. این می شود «اظهر مروتی».
در ادامه می فرماید: «و اصلح جمیع احوالی». «همه کارهای من و احوال مرا اصلاح کن. حالِ دعای مرا اصلاح کن. حالِ زندگی معمولی من و خانواده ام را اصلاح کن. حالِ شغلی را که دارم، اصلاح کن. همه ی خصوصیات مرا اصلاح کن». اصلاح هر امری، به حسب خودش، یک دعای کامل و جامع است. «واجعلنی ممّن اطلت عُمره و حسّنت عمله و اتممت علیه نعمتک و رضیت عنه و احییته حیوةً طیّبه». می گوید: «مرا از کسانی قرار بده که عمری طولانی توأم با عمل نیکو، و همراه با نعمت کامل الهی، و همراه با رضای پروردگار و حیات طیّبه دارند». آیا چیزی از این بهتر، وجود دارد؟!
معصومین (علیهم السلام)، یاد می دهند که چه باید از خدا بخواهیم. چیزهایی که باید از خدا خواست، همانهاست که آن بزرگواران در ادعیّه مطرح می کنند. بعضی در دنیا، به سراغ زیادیهای زندگی می روند. می گویند: فلان معامله برای من جور شود. فلان سفر درست شود. فلان شغل گیرم بیاید. و... چرا انسان چیزهای اصلی را از خدا نخواهد؟! پیشوایان دین، به ما یاد می دهند: «این گونه دعا کنید و این چیزها را از خدا بخواهید» . البته، نوع دعاهایی که آنان به ما یاد می دهند، یک فصل طولانی را به خود اختصاص می دهد. نکته ی دیگر اینکه، آنان در خلال دعاهای مذکور، نقطه های ضربه پذیر معنوی را، به یاد ما می آورند، و هشدار می دهند که «ممکن است از این نقاط ضربه بخورید و آسیب ببینید». در همین دعای شریف «ابوحمزه»، در عبارتی می فرماید: «اللّهم خصّنی منک بخاصّة ذکرک. و لا تجعل شیئاً ممّا اتقرّب به فی آناء اللیل و اطراف النّهار ریاءً و لا سمعةً و لا اشراً و لا بطرا». «خداوندا! کاری کن که کارهای انجام شده از طرف من، ریا و سمعه نباشد. برای اینکه این و آن ببینند، نباشد. برای اینکه دهن به دهن بگردد، و مردم به هم بگویند خبر دارید فلان کس چه کار خوبی کرد و چه عبادات خوبی انجام داد، نباشد. از روی ناز و غرور، نباشد (آخر، بعضی مواقع، انسان کارهایی را از روی ناز و غرور انجام می دهد و به خود می بالد و می گوید: «آری! ما بودیم که این کار را انجام دادیم».)
اینها نباشد. اینها، آن نقاط ضربه پذیر است. انسان خیلی کارهای خوب انجام می دهد؛ اما با اندکی ریا و سمعه، آن کارها را «هباءً منثورا» می کند. دود می کند و به هوا می فرستد. معصومین (علیهم السلام)، به ما توجه می دهند و می فرمایند: «مواظب باشید این طور نشود!» «و جعلنی لک من الخاشعین» تا آخر.
پس، نقطه ی دوم این است که در این دعاها، معارف زیادی نهفته است. مثلاً در فقرات اوّل دعای کمیل، همه می خوانیم: «اللّهم اغفرلی الذّنوب الّتی تهتک العصم. اللّهم اغفرلی الذّنوب الّتی تنزّل النّقم. اللّهم اغفرلی الذّنوب التی تغیّرالنعم». گناهانی وجود دارد که پرده ها را می درد. گناهانی وجود دارد که نقمت الهی را بر انسان نازل می کند. گناهانی وجود دارد که نعمتها را از انسان می گیرد. «اللّهم اغفرلی الذّنوب الّتی تحبس الدّعاء». گناهانی هم وجود دارد که دعا را حبس می کند.
پناه بر خدا! ممکن است انسان مرتکب گناهی شود، که هرچه دعا کند، آن دعا بی اثر و بی فایده گردد. بی اثر شدن دعا، چگونه فهمیده می شود؟ به این گونه که، حال دعا از انسان گرفته می شود.
در این خصوص عبارتی را از بزرگی نقل کرده اند. نمی دانم روایت از معصوم (علیه السلام)، است یا عبارتی از غیرمعصوم. هرچه هست، عبارت حکمت آمیزی است. می گوید: «انا من ان اسلب الدّعا اخلف من ان اسلب الاجابة». «از اینکه دعا از من گرفته شود بیشتر می ترسم تا اینکه اجابت از من گرفته شود».
گاهی حال دعا از انسان گرفته می شود. این، علامت بدی است. اگر دیدیم در وقت دعا، در وقت تضرّع و در وقت توجه و تقرّب، هیچ نشاط و حوصله ی دعا نداریم، علامت خوبی نیست. البته، درستش هم می شود کرد. انسان می تواند با توجه، با التماس و با خواستن، حال دعا را به طور جدّی، از خدا بگیرد. بنابراین، دیدیم که در دعای کمیل هم، معارف وجود دارد. این هم نکته ی دوم.

3 ــ خشوع در برابر پروردگار

و اما، نکته ی سوم و آخر در دعا، آن مطلب اصلی دعاست. حتی دو نکته ای که عرض شد، نسبت به این نکته ی آخر، کوچک است. آن چیست؟ خشوع در مقابل پروردگار. اصل دعا، این است. اینکه می بینید از قول پیغمبر (صلی الله علیه و آله)، نقل شده است که فرمود: «الدّعاء مخّ العباده» («مغز عبادت دعاست»)، به خاطر آن است که در دعا حالتی وجود دارد، که عبارت است از وابستگیِ مطلق به پروردگار و خشوع در مقابل او. اصل عبادت هم این است. لذاست که در ادامه ی آیه ی شریفه ی «و قال ربّکم ادعونی استجب لکم» می فرماید: «ان الّذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین.(11)» اصل دعا این است که انسان در مقابل خدای متعال، خود را از انانیّت دروغین بشری بیندازد. اصل دعا، خاکساری پیش پروردگار است.
عزیزان من! هرجا که شما نگاه کردید ــ چه در محیط خودتان، چه در کشور خودتان و چه در سرتاسر دنیا ــ و بدی و فسادی را از ناحیه ی کسی، مشخصاً دیدید، اگر دقت کنید، مشاهده خواهید کرد که اساس و منشأ آن بدی و فساد، انانیّت، استکبار، استعلا و غرور انسانی است. دعا باید این را بشکند.
من یک وقت می خواستم بحثی قرآنی در این خصوص عرض کنم، که فعلاً مجالش نیست. بحث قرآنی، مربوط به ماجرای حضرت موسی (علیهم السلام)، است؛ که از آن ماجراهای عبرت آمیز و عجیب تاریخ است. درباره ای این ماجرا، هرچه بگویم، تمام نمی شود. واقعاً قرآن گنجینه ی عظیمی از تجربه ی موسوی برای ماست. در این ماجرای عجیب، یکی از نقاط برجسته، خراب و فاسد شدنِ کسانی از همراهان موسی (علیه السلام)، است که از همراهیِ او برگشتند. من اینها را عرض می کنم تا کسانی که اهل تأمل در آیات قرآن اند، دنبالش بروند.
در قرآن چند مورد از این مسائل داریم، که یکی مربوط به سامری است، یکی مربوط به قارون است، و یکی هم مربوط به کسانی است که از رفتن به داخل ارض مقدسّه استنکاف کردند. اینها مصادیق رجعت و ارتداد است؛ و بنده یکی دو ماه پیش، درباره ی رجعت و ارتداد، صحبت کردم. مثلاً قارونِ مبغوضِ خبیثِ ملعونِ الهی، آن قدر انسان بدی است، که قرآن کریم، بخشی را به او اختصاص داده است. مشکل قارون اینجاست که وقتی حضرت موسی (علیه السلام)، به او می فرماید «اموالی را که تو به دست آوردی، زینت است» و چه و چه؛ و به نصیحت وی می پردازد، در جواب آن حضرت می گوید: «انما اوتیتهُ علی علم(12).» «من آگاه و عالم و توان بودم». به تعبیر امروزی: «هوش و ذکاوت داشتم، زرنگی داشتم، سیاست بلد بودم. ناز شستم، که این اموال را از این راهها به دست آوردم. به کسی مربوط نیست!» او نمی فهمید که اموال را خدا داده بود. کما اینکه جان را خدا به انسان می دهد،، فرزند را خدا به انسان می دهد، دین را خدا به انسان می دهد، و همه چیز مالِ خداست.
ای انسان نادان! چرا سرکشی می کنی؟! چرا اشتباه می کنی و می گویی «منم که این مال را به دست آوردم»؟! «من» کیست؟! خدای متعال به مبارزان فداکاری که به میدان جنگ رفتند، جانهایشان را در مقابل تیرهای دشمن سپر کردند، جنگیدند و بینی دشمن را به خاک مالیدند و نهایتاً دشمن را شکست دادند، می گوید: «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی(13)». این تیری که تو قبلاً نحوه ی انداختنش را یاد گرفتی، سپس نشانه گرفتی، دقّت کردی و زدی تا اینکه به هدف خورد، کارِ تو نبود. تو آن را به هدف نزدی، بلکه خدا زد» . نیروی من هم مال خداست، اراده ی من هم مال خداست. دقّت نظر من هم مال خداست. اصلاً هرچه دارم، مال خداست. آن وقت در مقابل این قدرتِ مالکِ محیطِ مدبّری که همه چیز من در قبضه ی قدرت اوست، گردن بالا بگیرم و بگویم «من» !؟ این، آن نقطه ی فسادِ بشری است. هرجا این باشد، بد است، و موجب فساد می شود.
فلان صهیونیستِ رئیسِ فلان کمپانی مثلاً چند ملیّتی، اگر بگوید «من»، و خیال کند سیاست دنیا را می چرخاند، یا مثلاً هیتلرِ آتش افروز، یا فلان رئیس جمهورِ طغیانگر آمریکا، یا فلان دزدِ سرِ گردنه ی فلان نقطه، یا فلان شخصِ ملبّس به لباس دین اما درواقع دعوت کننده به نفس، یا من و شمایی که هیچ کدام از اینها هم نباشیم، اما در زندگی خود را بر هر چیز دیگر ترجیح بدهیم و استکبار و استعلا بورزیم، اینها مایه ی فساد خواهد شد. البته هرچه انسان بزرگتر بود و قدرت بیشتری داشت، انانیّت در او فساد بیشتری به وجود می آورد. اما اگر کوچک بود، انانیّت فقط به ضرر خود اوست، و فساد کمتری برای دیگران دارد. خاصیت دعا این است که نفسانیتها را می شکند. لذاست که گفته اند: «حتی چیزهای کوچکت را هم از خدا بخواه؛ تا بفهمی که حقیری. بدانی که گاهی اوقات، یک پشه یا مگس، انسان را از کار می اندازد، و آسایشِ وی را می گیرد: «و ان یسلبهم الذّباب شیئاً لا یستنقذوه منه ضعف الطالب و المطلوب(14)». این است که دعا، برای تضرّع یپش خداست. برای عرضِ حاجت پیش خداست. برای تواضع و برای بیرون آمدن از پوسته ی دروغین استکبار و استعلاست. خدای متعال، گاهی برای من و شما مشکلاتی به وجود می آورد، تا وادار به تضرّع و توجه و خشوعمان کند. همان طور که در آیات کریمه ی قرآن می فرماید: «و لقد ارسلنا الی امم من قبلک فاخذناهم بالبأسا و الضّراء لعلهم یتضرّعون. فلو لا اذ جائهم بأسنا تضرّعوا و لکن قست قلوبهم و زیّن لهم الشّیطان ما کانوا یعملون» .(15) این تضرّع، نه برای خاطر خدا، که به خاطرِ خودِ ماست. خدا احتیاجی به تضرّعِ من و شما ندارد:
تیشه زان بر هر رگ و بندم زنند
تا که با مهر تو پیوندم زنند
این حالت تضرّع است که دل را از عشق خدا پر می کند، انسان را با خدا آشنا می کند؛ انسان را از خودبینی و خودنگریِ فسادانگیز تهی می کند، و او را از نورِ مقدسِ پروردگار و لطفِ الهی، سرشار می سازد. قدرِ این را بدانید؛ که از همه چیز بالاتر است.(16)

پی نوشت ها :

1.دعای کمیل.
2.دیدار فرماندهان «بسیج» سراسر کشور، 27/ 8/ 1371.
3.سوره ی فرقان: آیه ی 77.
4.درباره ی مناجات عالیة المضامین شعبانیه، 1/ 10/ 1369.
5.دیدار با فرماندهان و جمعی از پاسداران کمیته های انقلاب اسلامی، 10/ 10/ 1369.
6.دیدار علما، طلاب و اقشار مختلف مردم شهر مقدس قم، به مناسبت سالروز 19 دی ماه، 19/ 10/ 1375.
7.دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران، 29/ 6/ 1373.
8.خطبه های نماز جمعه ی تهران، 29/ 7/ 1384.
9.سوره ی نساء؛ آیه ی 32.
10.سوره ی مؤمن؛ آیه ی 60.
11.سوره ی مؤمن؛ آیه ی 60.
12.سوره ی قصص؛ آیه ی 78.
13.سوره ی انفال؛ آیه ی 17.
14.سوره ی حج؛ آیه ی 73.
15.سوره ی انعام؛ آیات 42 و 43.
16.خطبه های نماز جمعه ی تهران، 28/ 11/ 1373.

منبع: خامنه ای، علی، رهبر جمهوری اسلامی ایران، (1318)؛ تنظیم موسسه فرهنگی قدر ولایت، صجنه آرایی دل، تهران: موسسه فرهنگی قدر ولایت، چاپ دوم،(1386).


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 7 خرداد 1397 ساعت 10 و 23 دقیقه و 16 ثانیه

Incredible plenty of helpful advice!
5 mg cialis coupon printable cialis 5 mg scheda tecnica generico cialis mexico wow look it cialis mexico cialis generico lilly generic cialis pill online cialis soft tabs for sale cialis prezzo al pubblico viagra or cialis cialis prezzo al pubblico
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 ساعت 03 و 01 دقیقه و 45 ثانیه

Fantastic postings, Appreciate it.
viagra how to buy buy viagra pills buy viagra pfizer viagra pharmacy buy viagra super active generic viagra buy viagra online with paypal sildenafil tablets online cheapest viagra online viagra online uk
شنبه 18 فروردین 1397 ساعت 13 و 08 دقیقه و 09 ثانیه

You said it nicely..
cialis 50 mg soft tab cialis generic availability buy name brand cialis on line cialis venta a domicilio comprar cialis 10 espa241a precios cialis peru cialis et insomni prices on cialis 10 mg acheter du cialis a geneve best generic drugs cialis
شنبه 4 فروردین 1397 ساعت 13 و 08 دقیقه و 38 ثانیه

Truly lots of great info.
viagra or cialis cialis with 2 days delivery cialis 20 mg comprar cialis navarr costo in farmacia cialis cialis 5 mg para diabeticos cialis 5 mg schweiz cialis coupon cilas only now cialis for sale in us
دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 21 و 40 دقیقه و 57 ثانیه
Hello I am so delighted I found your blog, I really found you by accident, while I
was researching on Askjeeve for something else, Regardless I am here
now and would just like to say thanks for a fantastic post and a all round enjoyable
blog (I also love the theme/design), I don't have time to read it all at the moment but I have bookmarked it and also added your RSS
feeds, so when I have time I will be back to read much more, Please do keep up the fantastic job.
یکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت 14 و 56 دقیقه و 37 ثانیه
My spouse and I stumbled over here different web
page and thought I might check things out. I like what I see so i am just following you.
Look forward to looking at your web page yet again.
جمعه 6 مرداد 1396 ساعت 19 و 49 دقیقه و 17 ثانیه
I think the admin of this web site is really working hard in support of
his web site, because here every material is quality based data.
شنبه 19 فروردین 1396 ساعت 23 و 35 دقیقه و 22 ثانیه
I’m not that much of a internet reader to be honest but your blogs really
nice, keep it up! I'll go ahead and bookmark your site to come back
later. All the best
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





موضوعات
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Google