تبلیغات
پاسخگویی به شبهات دینی روز - فصلی از کتاب "صلح امام حسن؛پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ" با ترجمه آیت الله خامنه ای
 
پاسخگویی به شبهات دینی روز
درباره وبلاگ


اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً .
به امید آن روز ان شاء الله
شماره تماس با ما:09191718677
شماره تلفن تماس:09333861806

مدیر وبلاگ : سید محمد ظاهر محمدی
نظرسنجی
به دنبال چه مسایلی از دین هستید؟






بر حسن(ع) چه ایرادى می توان گرفت اگر صلح را طبق نقشه حساب شده خود امضاء كند؟...امام حسن تن به قبول صلح داد و سپس به نیكوترین وجهى از آن بهره بردارى كرد و معاویه را غافلگیر ساخت و این عمل همچون نشان نبوغ مظلومانه ای بر تارك آن امام مظلوم درخشید.
با توجه به اشاره مقام معظم رهبری به اصطلاح «نرمش قهرمانانه» و تاکید بر این که « پیشتر این اسم گذاری صورت پذیرفته بود» تحلیل عصر ایران در همان روز انتشار سخنرانی (26 شهریور 92) در ارجاع به عنوان فرعی کتاب صلح امام حسن به ترجمه ایشان  (پر شکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ) مورد توجه رسانه های داخلی و خارجی قرار گرفت .

از این رو ، فصل « انگیزه های صلح در هر دو جبهه» از کتاب مذکور باز نشر می شود:


 با آشنایی به چگونگى اقدامات معاویه براى رسیدن به هدف هاى خود ، شگفت نمى نماید كه وى اولین پیشنهاد كننده ى صلح باشد و هر گونه تعهدى به امام حسن بسپارد فقط به ازاى گرفتن یك امتیاز یعنى (حكومت).

 این نقشه را معاویه در هنگامى كه هنوز طرفین براى جنگ در شور و التهاب بودند طرح كرد و فعالیت خود را بیش از آنچه براى تنظیم اردوگاه و تدبیر امور جنگ بكار می برد ، در اجراى این نقشه متمركز ساخت نقشه این بود كه به امام حسن پیشنهاد صلح كند ، اگر پذیرفت كه هیچ ، و گرنه صلح را بزور بر او تحمیل كرده و به هر قیمتى از شروع جنگ جلوگیرى نماید .

براى تأمین این منظور پیش از هر چیز لازم بود كه در جبهه ى امام حسن وضعى به وجود بیاید كه خود به خود مردم را به فكر ( صلح كردن) بیندازد .

بر اساس این نقشه ، ناگهان سیل شایعات دروغین به سوى اردوگاه هاى این جبهه سرازیر شد ، بازار رشوه رونق گرفت ، در ستون وعده هایی كه هوش از سر بسیارى از فرماندهان یا داعیه داران فرماندهى مى ربود ، این گونه وعده ها دیده مى شد : فرماندهى یك لشكر ، حكومت یا ناحیه ، ازدواج با یك شاهزاده خانم اموى ! و در رشوه هاى نقدى رقم یك میلیون دیده مى شد!

معاویه براى پیاده كردن این نقشه همه ى نیرو و همه ى هوش و استعداد و تجربیات خود را به كار انداخت ، بسیارى از وجدان فروش هایی كه به ظاهر حسن را ترك نگفته بودند نیز در باطن مزدور و آلت دست او به شمار مى رفتند و در دستگاه حسن بن على براى او جاسوسى مى كردند و هیچ گونه امكانى را براى ترویج هدفهاى او از دست نمی دادند.

لشكرها و سلاح ها و عملیات سوق الجیشى نیز وسائل دیگر او براى عملى كردن نقشه ى صلح بودند ، او مایل نبود كه نخستین بار به عراق حمله كند زیرا نمى خواست با بودن راه چاره ى دیگر ، با حسن وارد جنگ شود و البته راه چاره از نظر معاویه با راه چاره از نظر مردم یا از نظر دین جدید ، بسى تفاوت داشت .

باید انصاف داد كه وسائلى كه معاویه در این مورد بر انگیخت همه ابتكارى و حساب شده و بر طبق روشهاى دقیق تنظیم شده بود و مى توانست نظر و هدف خاص او - یعنى ایجاد زمینه ای كه رقیب را بفكر صلح بیندازد - را به طور كامل تأمین كند .

وقتى از طرفى فرمانده جبهه ى عراق و بدنبال او بیشتر سركردگان سپاه ، وجدان خود را با مال یا وعده معامله مى كنند و از طرف دیگر ناگهان سیل شایعات دروغ و تزلزل آور و مردد كننده و هولناك ، اردوگاه ( مسكن) و ( مدائن) را در هم مى ریزد و بالاخره خود امام حسن بر اثر رواج همین شایعات در وضعى قرار میگیرد كه امكان هیچگونه اقدام مثبتى براى او باقى نمى ماند و حتى نمى تواند در برابر توده ى سپاهیانش ظاهر گردد بدون آنكه مورد هجوم ناگهانى دشمنان داخلى قرار گیرد در چنین موقعیت آشفته و اوضاع نابسامانى آیا راه چاره ای جز تن دادن به صلح به نظرش مى رسد؟

موقعیت عجیبى بود ، نیكی ها و شرائط مساعد تحت الشعاع فساد و بد اندیشى مردم قرار داشت و بر رهبر چه ایرادى می توان گرفت وقتى شرائط نامساعد و وضع ، نابسامان است ؟ و از مردم چه گله ای می توان داشت وقتى فتنه و فساد در میان ایشان ترویج مى شود البته انحراف برخى از طبیعت ها و نو ظهور بودن اسلام را - كه هر یك جداگانه عاملى بودند براى پدید آمدن چنین وضعى در مردم دو دل یا كسانیكه و بال گردن اسلام شده بودند - نیز نمی توان نادیده گرفت.
 
حال در چنین موقعیتى كه حسن بن على بر اثر عواملى خارج اختیار خود او مانند خیانت سپاهیان یافتنه انگیزی هاى ماهرانه ى حریف ، در نخستین صف آرایی با شكست روبرو مى شود ، قاعده آن است كه از همان لحظه و همان روز در فكر صف آرایی دیگرى باشد و نبرد خود با معاویه را به میدان جدیدى بكشاند ، میدانى كه دست خیانت سپاهیان بدان نمى رسد و انحراف طبایع بدان زیان نمى رساند و دسیسه هاى دشمن و فتنه انگیزی هاى او بر شانس موفقیت و نفوذ و پیروزى روز افزون آن مى افزاید .

این خلاصه ى آن طرحى است كه امام حسن به نیكوترین وجهى از آن بهره بردارى كرد و معاویه با همه بیدارى و هشیارى اش در آن موقعیت ، غافلگیر شد و آنرا درك نكرد.

پیشنهاد صلح معاویه ، مورد قبول امام حسن واقع شد ولى این فقط بدین منظور بود كه او را در قید و بند شرائط و تعهداتى گرفتار سازد كه معلوم بود كسى چون معاویه دیر زمانى پایبند آن تعهدات نخواهد ماند و در آینده ى نزدیكى آنها را یكى پس از دیگرى آشكارا نقض خواهد كرد و مردم نیز وقتى چنین دیدند ، قاعده خشم و انكار خویش را نسبت بدو آشكارا بیان خواهند كرد و بدین صورت بود كه بذر خشم و انتقام ، بذرى كه در سرزمین دل مردم ، دیر پاى و در امتداد نسل ها بر قرار است ، به وسیله ى صلح پاشیده شد و این خشم ، مایه ى شورش هایی شد كه در طول تاریخ همواره به تصفیه ى قدرتهاى غاصبانه كمك كرد.

این می تواند خلاصه ى طرح سیاسى یی باشد كه امام حسن بخاطر آن تن به قبول صلح داد و سپس به نیكوترین وجهى از آن بهره بردارى كرد و معاویه را غافلگیر ساخت و این عمل همچون نشان نبوغ مظلومانه ای بر تارك آن امام مظلوم درخشید.

در این صورت بر حسن چه ایرادى می توان گرفت اگر صلح را بر طبق نقشه ى حساب شده ى خود امضاء كند ؟ نابسامانى وضع او در ( نخستین صحنه) و امیدوارى به نتایج ( صحنه ى دومین) صلح را در نظر او موجه مى ساخت ، علاوه بر اینكه اساسا پدیده ى اصلاح میان امت اسلامى و آثار قهرى آن مانند جلوگیرى از خونریزى و صیانت مقدسات و محقق ساختن و جهه ى نظر اسلامى ، نیز خود موجب ترجیح صلح مى شد.

بیش از چند ماه طول نكشید، كمتر از عدد انگشتان دو دست ولى حوادث خرد كننده و شكننده ای كه در این ماهها به وقوع پیوست آن را بعدد ستارگان آسمان وانمود مى ساخت این ، قطعه زمانى بود كه دل آدمى با هر آنچه از عشق و تحسین كه در گنجایش آنست بدان روى مى آورد عطر دلاویز نبوت از آن متصاد گشت و مزایاى امامت راستین در آن تجلى نمود و با همه كوتاهى و زود گذرى ، باطن و حقیقت كار كسانى بیشمار را آشكار ساخت این همان ماههای بود كه پرونده اش با بهترین سر انجام ها در عالم مسالمت و اصلاح ، ختم شد و در آن برترین سر انجام ، مصلحت دین و دنیا به هم پیوست .

حسن بن على در چهره ى ( مصلح اكبر) ى كه جدش رسول خدا -صلى الله علیه و آله- در حدیثى بدان بشارت داده بود ، ظاهر گشت : ( این پسر من سرور و آقاست ، و در آینده ى نزدیك خدا به دست او میان دو گروه بزرگ مسلمانان صلح خواهد داد) .

اراده ى خدا بر این است كه این خاندان از برترین مراحل شرف در شكل ها و صحنه هاى گوناگونش برخوردار باشند اگر پیروزى از راه شمشیر بدست نیامد ، از راه شهادت و مرگى كه در پیشگاه خدا و قضاوت تاریخ ارزش مند است ، و اگر به این هر دو صورت امكان نیافت ، به وسیله ى اصلاح و وحدت كلمه و یكپارچه ساختن پیروان توحید براى شرف آدمى همین بس كه پیام آور صلح باشد و در پیروزى یك انسان همین بس كه شرفش پایدار ماند پایدار بودن شرف ، ضامن پایدارى عزت است و عزت انگیزه ى پیوسته ای است كه آدمى را به زندگى سوق مى دهد و بر سرورى و آقای استوار است .
اینك با توجه به آنچه گذشت باسانى می توان انگیزه هاى صلح را از نظر امام حسن باز شناخت .
و اما انگیزه هاى معاویه كه موجب پیش قدمى او در موضوع صلح شد ، انگیزه های از نوع دیگر بود كه نه از عجز و ناتوانى ریشه مى گرفت و نه به خواسته هاى دین یا اصلاح میان امت و جلوگیرى از خونریزى نظر داشت اصلاح میان امت یا جلوگیرى از خونریزى از نظر معاویه نمى توانست انگیزه ى چشم پوشى از امتیازات فاتح بودن باشد ، شبیخون ها و سفاكی هاى او در مدینه و مكه و یمن و وضع گستاخانه ى او در ( صفین) می تواند هر كسى را با ماهیت شیطانى او آشنا سازد ، گرچه كم اند كسانی كه معاویه را كاملا شناخته باشند .
در این صورت باید گفت كه پیشنهاد صلح از طرف او فقط می تواند طغیان یك حس سود جویانه باشد و بس چیزى كه با سرگذشت افسانه وار معاویه متناسب تر و قابل تطبیق تر است .
او چنین پنداشته بود كه كناره گرفتن امام حسن از حكومت به نفع او ، در افكار عمومى به معناى كناره گرفتن از خلافت تلقى خواهد شد و گمان كرده بود كه پس از این پیشامد ، او در نظر مسلمانان به عنوان خلیفه ى قانونى معرفى خواهد گشت ( 2 )

این رؤیاى لذت بخشى بود كه معاویه هر چیز گران بهای را در برابر آن خوار مى شمرد دیگر نمی دانست كه اسلام بسى عزیزتر و شامختر از آن است كه رجاله بازى ها و هوچی گرى هاى كسى چون او را بپذیرد یا زمام خود را بدست بردگان جنگى آزاد شده و فرزندان ایشان بسپارد .

انكار نمی توان كرد كه ممكن است انگیزه هاى دیگرى نیز وجود داشته و توانسته از معاویه شخصیت دیگرى كه دشمن جنگ و دوست دار صلح و پذیرنده ى تعهدات و سوگندها و میثاق هاى مؤكد است ، بسازد ولى بررسى دیگر انگیزه هاى وى از قوت این مطلب نمى كاهد كه بزرگ ترین انگیزه ها و دواعى وى همان رؤیاى لذت بخشى بوده است كه بدان اشاره كردیم .

اینك در زیر ، مجموعه ى موضوعاتى را كه هر یك می تواند بخشى  از عامل وادار كننده ى او بر پیشنهاد صلح باشد ، بیان مى كنیم :

1 - می دانست كه حسن بن على علیهما السلام صاحب اصلى حكومت است و براى به دست آوردن حكومت ناگزیر باید صاحب اصلى آن را - و لو به ظاهر - قانع ساخت و بهترین طریق قانع ساختن او ( صلح) است .

اعتقاد او به این مطلب - یعنى به اولویت حسن بن على براى حكومت - در نامه ای كه كمى پیش از حركت سپاه بسوى ( مسكن) براى آنحضرت فرستاد ، با این عبارت ذكر شده : ( تو بدین امر سزاوارتر و شایسته ترى) و در گفتگوای كه راجع به اهل بیت پیغمبر با پسرش یزید داشته چنین بیان گردیده : ( پسرم ! بى تردید این حق از آن ایشان است) ( 3 ) و باز در نامه ای كه به زیاد بن ابیه نوشته ، بدینگونه تبیین شده است : ( و اما اینكه او ( یعنى حسن ) بر تو برترى جسته و آمرانه سخن گفته ، این حق اوست و میباید چنین كند) ( 4 ) .

در معضلات و مشكلات دینى نظر امام حسن را همچون كسى كه معتقد به امامت اوست ، مى پرسید ( 5 ) و بارها صریحا مى گفت كه حسن ( سرور مسلمانان) است ( 6 ) و مگر كسى جز پیشوا و امام مسلمانان ، سرور ایشان تواند بود ؟

2 - با وجود همه ى وسائلى كه در اختیار داشت از نتائج جنگیدن  با امام حسن سخت بیمناك بود و این مطلب را كتمان نیز نمیكرد مثلا : ( در توصیف دشمنان عراقیش مى گفت : بخدا هرگاه چشمان ایشان را كه در صفین از زیر كلاهخودها نمایان بود بیاد مىآورم هوش از سرم پرواز مى كند ( 7 ) گاه درباره ى آنان مى گفت : خدا بر آنان غضب كند ، گوای دلهایشان همه یكدل است ( 8 ) بدینجهت بود كه گرایش به صلح را گریز گاهى از برخورد با ایشان و مشاهده ى چشمهاى آنان از زیر كلاه خود مى دانست !

3 - از موقعیت امام حسن فرزند رسولخدا صلى الله علیه و آله در میان مردم و مكانت معنوى بینظیرى كه آنحضرت بر حسب اعتقادات اسلامى دارا بود ، واهمه داشت لذا مى خواست بوسیله ى صلح از جنگ با او بگریزد .
وى مى اندیشید كه ممكن است خداوند كسى را از میان صفوف شام بر انگیزد كه حقایق را بمردم باز گفته و ناپسندى وضعى را كه در برابر امام حسن بخود گرفته اند ، براى آنان مدلل سازد چنین حادثه ای بى تردید مسلمانان جبهه ى او را بر شورش و نافرمانى بر مى انگیخت و عاقبت ، سپاه او را متلاشى مى ساخت .
او در تمام مدتى كه در برابر حسن صف آرای كرده بود ماجراى ( نعمان بن جبله ى تنوخى) را كه در صفین بخاطر داشت در آن جنگ ، وى كه خود از سران سپاه شام بود با صراحت بیسابقه ای با معاویه سخن  گفته و آنچنانكه از یكفرد معمولى نسبت به حاكمى انتظار نمى رود ، او را بباد تمسخر و استهزاء گرفته بود معاویه حتى امروز نیز قبول نمیكرد كه مردم شام شعورى بپایه ى شعور آنروز آن مرد داشته باشند .

از جمله سخنانى كه وى در صفین به معاویه گفت این بود : ( بخدا - اى معاویه - من بزبان خود براى تو مصلحت اندیشى كردم و ملك و حكومت ترا بر دین خود ترجیح دادم و بخاطر هوسهاى تو ، راه هدایت را كه مى شناختم ترك گفتم و از صراط حق و حقیقت كه مى دیدم ، كناره گرفتم چگونه به رشد و هدایت راه خواهم یافت من كه با پسر عم رسول خدا صلى الله علیه و ( آله ) و سلم و اول گرونده ى به او و نخستین هجرت كننده ى با او ، مى جنگم ؟ اگر آنچه را كه ما اینك در اختیار تو گذارده ایم به او ارزانى میداشتیم یقینا دلى مهربانتر و دستى بخشنده تر میداشت لیكن اكنون كار را به تو واگذار كرده ایم و ناگزیر باید آنرا - چه بحق و چه بناحق - بپایان بریم حال كه از میوه و جویبار بهشت محروم مانده ایم از انجیر و زیتون ( غوطه) ( 9 ) دفاع خواهیم كرد) ! ( 10 ) .

یكى از تدابیر سیاسى معاویه این بود كه مردم شام را از شناسایی بزرگان اسلام كه در خارج شام مى زیستند باز می داشت ، مبادا كه از این شناسایی ، روزنى به مخالفت و انشعاب گشوده گردد لذا بر ما پوشیده است كه چگونه این مرد شامى توانسته بود پسر عم رسولخدا را شناخته و از سبقت او در اسلام و دل مهربان و دست بخشنده و اولویت او براى حكومت  اطلاع یابد .
معاویه ، سیاست بیخبر نگاهداشتن مردم از بزرگان اسلام را تا آخر دوران حكومتش ادامه داد این سیاست ، ابزارى بود كه بوسیله ى آن توانست آن اجتماع عظیم را در جنگ صفین و سپس در لشكر كشى بسوى ( مسكن) فراهم آورد .
یكى از نشانه هاى به كار بردن این سیاست را - كه نشانه ى ضعف بكار برنده ى آن نیز هست - در سخنى كه معاویه خطاب به ( عمروعاص) بیان كرد می توان مشاهده نمود در آنروز عمروعاص در برابر امام حسن زبان به مفاخره گشوده و از آن حضرت پاسخى بلیغ و دندان شكن - كه محركش معاویه نیز از آسیب آن در امان نماند - شنیده بود معاویه در این هنگام خطاب به عمرو گفت : به خدا قسم از این گفتگو جز اهانت بمن منظورى نداشتى مردم شام تا این لحظه كه این سخنان را از حسن شنیدند ، گمان نمی كردند كه كسى به مرتبت و منزلت من باشد ( 11 )  .

4 - سیاست معاویه - كه در راه منافع شخصى وى كمتر خطا می كرد - ایجاب می نمود كه وى درباب ( صلح) پیش قدم باشد و بر آن اصرار بورزد و هر اندازه كه براى او ممكن است از مردم دو منطقه ى عراق و شام و دیگر آفاقى كه صداى وى بدانجا مى رسد ، بر این صلح طلبى گواه گیرد .

وى در وراى این ظاهر صلح جویانه منظور دیگرى را تعقیب می كرد و آن اینكه براى آینده ى نزدیك خود كه سرنوشت جنگ آن را مشخص مى ساخت ، زمینه ای فراهم آورده باشد یكى از دو صورتى كه انتظار وقوع آن می رفت این بود كه جنگ با پیروزى شام ختم شود و حسن و حسین و خاندان و یارانشان بطور دسته جمعى كشته شوند ، در این صورت هیچ عذرى در مورد این جنایت بزرگ بهتر از این نبود كه وى مسئولیت فاجعه را متوجه امام حسن نموده و بى آنكه دروغ گفته باشد به مردم بگوید : من حسن را به صلح خواندم ولى او به هیچ چیز جز جنگ رضایت نداد ، من زندگى او را می خواستم و او مرگ مرا ، من در پى حفظ خون مردم بودم و او طالب قتل مردمى كه در میان من و او مى جنگیدند .

این تردستى سیاسى بسیارى از هدف هاى معاویه را تأمین می كرد و بدو امكان می داد كه به طور نهایی حساب خود را با آل محمد تصفیه كند ، در آن صورت وى در نظر عموم ، رقیب فاتح و در عین حال مرد عادل و منصفى قلمداد مى شد كه همه ى كسانى كه نداى صلح او را پیش از شروع جنگ شنیده بودند حق رابه جانب او می دادند و انصاف و عدالت او را گواهى می كردند .
ولى امام حسن علیه السلام كسى نبود كه از تردستى هاى سیاسى حریف خود غافل گشته یا خود از بكار بستن این روشها عاجز باشد ، او در همه حال از دشمن خود هشیارتر و زبردست تر و در بهره بردارى از فرصت ها به نحو صحیح و خدا پسند نیرومندتر بود ، لذا با مشاهده ى شرایط ناهنجارى كه از همه سو او را در میان گرفته بود و با اطلاع از مقاصد پلید دشمن و منظورى كه از دعوت بصلح داشت ، مقتضى دید كه به پیشنهاد صلح پاسخ مثبت دهد .

و سپس فقط بدین اكتفا نكرد كه نقشه هاى معاویه را خنثى و باطل سازد ، بلكه در پوشش ( صلح) دشمن خود را با نقشه ای حكیمانه و قاطع ، تا ابد منكوب ساخت .


نوع مطلب : شبهات تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 9 تیر 1396 ساعت 23 و 26 دقیقه و 16 ثانیه
I drop a comment each time I like a post on a blog or if I have something to add to the discussion.
Usually it's caused by the sincerness displayed in the
article I browsed. And on this post پاسخگویی به شبهات دینی
روز - فصلی از کتاب "صلح امام حسن؛پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ" با ترجمه آیت الله
خامنه ای. I was excited enough to drop a leave a
responsea response :) I do have a couple of questions for you if you don't mind.
Is it only me or do a few of these responses look as if they are
written by brain dead folks? :-P And, if you are writing on other online social sites,
I'd like to keep up with everything new you have
to post. Would you make a list all of all your
social pages like your twitter feed, Facebook page or
linkedin profile?
سه شنبه 6 تیر 1396 ساعت 19 و 34 دقیقه و 30 ثانیه
Hello, Neat post. There is an issue with your site in web explorer, would check this?

IE nonetheless is the market chief and a large part of people
will omit your excellent writing due to this problem.
سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت 07 و 02 دقیقه و 27 ثانیه
Asking questions are truly good thing if you are not understanding anything totally, however
this piece of writing gives nice understanding even.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





موضوعات
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Google