تبلیغات
پاسخگویی به شبهات دینی روز - رهنمودهاى اخلاقى امام رضا(علیه السلام)
 
پاسخگویی به شبهات دینی روز
درباره وبلاگ


اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً .
به امید آن روز ان شاء الله
شماره تماس با ما:09191718677
شماره تلفن تماس:09333861806

مدیر وبلاگ : سید محمد ظاهر محمدی
نظرسنجی
به دنبال چه مسایلی از دین هستید؟






تحلیل روانى حالت عجب و خودپسندى و غائله هاى سوء آن
در طى حدیثى كه از امام رضا علیه السلام روایت شده است آن حضرت درجات و آثار و غائله هاى سوء عجب و خودپسندى وعشق به خویش را گزارش فرمود، ودر حقیقت به تحلیل روانى این رذیلت اخلاقى پرداخت:
احمد بن نجم راجع به عجبى كه اعمال و كردارها و كوششهاى انسان رابه تباهى مى كشاند از امام رضا علیه السلام سؤال كرد.
امام علیه السلام در پاسخ فرمود:

عجب داراى مرتب و درجات و آثار گونه گون روانى است: یكى از آن درجات این است كه از رهگذر وجود این حالت در انسان، اعمال زشت و كردارهاى نادرست از دیدگاه یك فرد معجب آن چنان با زیورهاى پوشالى و پندارى آراسته مى شود كه آنها را خوش و زیبا و درست تلقى مى كند و تصور مى كند كه فردى درست كار و نیكوكردار است، وهر عمل زشتى را كه انجام مى دهد آنها را از نظر روانى زیبا وپسندیده و نیكو برمى شمارد. دیگر آن كه فردِ مُعجِب حتى در ایمان به پروردگارش گرفتار خودپسندى مى شود و در برابر خدا به خود مى بالد كه به او ایمان دارد، و بر خدا به خاطرِ ایمانش منّت مى گذارد و از او طلبكار مى شود! در حالی كه خداى راست كه بر او منّت نهد و از این كه او را به نعمت ایمان برخوردار ساخته است بر او منّت گذارد.
امام رضا علیه السلام در طى این عبارات كوتاه حالات روانى یك فرد معجب را براى ما تفسیر فرموده است كه او آن چنان در حب و عشق به خویشتن به سر مى برد و آن قدر در علاقه به خود و پسند خویشتن گرفتار تركتازى و توسنى مى گرددـكه نه تنها خود را برتر از دیگران مى داند و بر آنها منّت مى گذاردـتصور مى كند كه چون به خدا ایمان دارد باید بر او منت نهاده و مى پندارد كه حتى مى تواند پروردگارش را مشمول منّت و احساس خود قرار دهد!
چنین پندارى را نباید جز به عنوان یك تصور جنون آمیز به چیز دیگرى تلقى كرد، و به عبارت دیگر؛ این حالت ناهنجار روانى همان حالتى است كه در روانشناسى معاصر از آن به نارسیسیسم ( Narcissism ) تعبیر مى شود كه فرد درحب به خویشتن تا آن جا پیشروى مى كند كه عاشق خود مى گردد و گرفتار شیفتگى و دلدادگى نسبت به خود مى شود، و خویشتن را تا سر حد پرستش دوست مى دارد.
اصولاً فردى كه به بیمارى روانى عجب و خود دوستى مفرط مبتلاست گناهان و جرمهاى سنگین راـكه خود مرتكب آنها مى شودـخُرْد و ناچیز مى شمارد، و احسانهاى ریز و اندك را كلان و بزرگ و فزون از حد تلقى مى كند. و كارهاى زشتى را كه دستش بدانها آلوده است به عهده فراموشى مى سپارد، و این انحراف روانى تا آن جا جلو مى رود كه او خیر و خوبى را شر و بدى ، و شر و بدى را خیر و خوبى معرفى مى كند، و از درون خیر و نیكى ، شر و بدى را برسر پا مى كند، و بر چهره خیر نقاب شر، و بر سیماى شر ماسك خیر را مى پوشاند.
یك فرد خودپسند ـ چون دچار غرور نیز مى باشد و تا حد خودپرستى خویشتن را دوست مى دارد ـ حتى خود را فریب مى دهد؛ لذا در فضایى از اوهام زندگانى مى كند و با مصالحى تهى از واقعیّت، این فضا را براى خود معمارى مى نماید و سرانجام در یك پرتگاهى پیش بینى نشده سقوط مى كند، و آن چنان شخصیت روانى اش تباه مى گردد كه اعاده سلامت آن سخت دشوار و احیاناً غیر ممكن خواهد گشت.
نبى اكرم صلى الله علیه و آله و سلم سه چیز را عامل نابودى شخصیت انسان برشمرده كه یكى از آنها عبارت از عجب انسان به خویشتن، یعنى خود پسندى و خویشتن پرستى است.
سخن امام رضا علیه السلام این نكته را بازگو مى كند كه فرد مُعجب را باید به خاطر عُجب و نیكو پنداشتن اعمالش یك فرد نابسامان از نظر روانى دانست؛ چرا كه او ره گم كرده و با عینك عجب و خودپسندی، زشت را زیبا مى بیند، وچاه را راهى هموار مشاهده مى كند.
این بیانِ حضرت ثامن الحجج علیه السلام كه فرمود:
ان یزیّن للعبد سوء عمله فیراه حَسناً فیُعجبه و یحسب انّه یُحسن صُنعاً ملهم از وحى الهى است كه همه جوانب و ابعاد حقایق را بیانگر است: چرا كه همواره گفتار الهى در لابلاى سخنان این امام بزرگوار چهره مى نمود، اگر چه كمتر سخن مى گفت و بیشتر در حال سكوت وتفكر به سرمى برد، اما هرگاه لب به سخن مى گشود سخنانش از قرآن و وحى مایه مى گرفت، چنان كه سخنان كوتاه فوق، از آیاتى كه در زیر یاد مى شود قَبَس برگرفته و از آنها پرتو مى گیرد، آن جا كه خداوند متعال مى فرماید:
افمن زیّن له سوء عمله فرآه حسناً فان الله یضلّ من یشاء وَ یهدى من یشاء ( فاطر 8 )، آیا آن كه رفتار و كردار بدش از نظرش آراسته شد و آن را زیبا و نیكو مى بیند [ همانند كسى است كه زشت و زیبا را تشخیص مى دهد و به تشخیص خود عمل مى كند؟ ] خدا هر كه را بخواهد گمراه مى سازد و هر كه را بخواهد هدایت مى كند.
و یا فرموده است:
قل هل ننبئكم بالاخسرین اعمالاً، الّذین ضلّ سَعیُهم فى الحیوة الدّنیا و یَحسبون انَّهم یُحسنون صُنعاً ( كهف 103 ، 104)، بگو آیا مى خواهید راجع به كسانى كه از لحاظ اعمال، زیانكارترین افراد به شمار مى روند براى شما گزارش كنم؟ آنان كسانى هستند كه سعى و كوشش آنها در امر زندگانى دنیا در بیراهه قرار گرفته و تصور مى كنند كه درستكار و نیكو كردار مى باشند.
حسن بن جهم گوید: از امام رضا علیه السلام شنیده ام كه مى فرمود:
مردى در میان بنى اسرائیل زندگانى مى كرد، و على رغم آن كه مدت چهل سال خداى را بندگى كرد عبادت او در درگاه الهى مورد قبول واقع نشد؛ لذا با خود مى گفت: خدایا هر كارى را به خاطر تو انجام داده ام، و هر گناهى كه از من سر مى زند از ناحیه تو است؛ پس چرا به اعمال من با دیده قبول نمى نگرى ؟! خداوند متعال به او پاسخ داد: اگر تو در مقام نكوهش از خویشتن بر مى آمدى بهتر از آن بود كه با چنین حالت روانى و با روحیه عجب و خودپسندى ، مرا چهل سال بندگى كرده باشى .
امام صادق علیه السلام نیز فرمود:
گناه مؤمن [ در صورتی كه باعث ناراحتى و پشیمانى او گردد ] بهتر از عجب و خودپسندى او است، اگر نه چنین مى بود، هیچ فرد باایمانى به گناه گرفتار نمى آمد .
عُجب و خودپسندى باعث مى شود كه انسان عمل شایسته خود را فزون از حد، بزرگ و شكوهمند پنداشته و دستخوش بهجت و سرور نسبت به آن گردد، و خویشتن را از هر گونه خرده و كمبود و تقصیر مُبرّى تلقى كند. اگر این ابتهاج، با تواضع در برابر خدا توأم باشد و از این كه به عمل صالحى توفیق یافت بر خدا منت ننهد؛ بلكه در حال امتنان از خدا باشد مى توان چنان عملى رابا دیده قبول نگریست و در انتظار پاداشى در برابر آن به سر برد.
همان گونه كه امام رضا علیه السلام حالات روانى معجب را تحلیل فرمود قهراً به این نتیجه مى رسیم كه معجب در برابر خداى متعال آن چنان دچار غرور و خود فریبى مى گردد كه مى پندارد خدا باید و خواه وناخواه! او را از پایگاه رفیعى در روز قیامت برخوردار سازد و تصور مى كند به خاطر اعمال صالحى ـكه باید آنها را از منن و عطایا و نعم الهى برشمردـمى تواند بر پروردگار خود منت نهد، و به بهانه ایمان خویش، از خداوند، حق و حقوقى را به سانِ طلبكاران خواستار گردد. علاوه بر آن كه باید گفت این انحراف روانى باعث مى گردد كه او از استفاده و مشورت با دیگران و استمداد از تفكر و تدبیر آنان محروم بماند؛ چون عجب و غرور، وى را به استبداد در رأى سوق مى دهد؛ لذا از سؤال و استفاده از كسى كه عالمتر از اوست استنكاف مى ورزد، و رأى نادرست و افكار و نظریات پوچ و سخیف خویش را اندیشمندانه و سنجیده مى شمارد.
آفتها و عوارضى كه باید آنها را زاده و نتیجه عجب دانست بى شمار است كه یكى از آنها عبارت از تباهى مساعى و كوششهاى انسان مى باشد، و باید این حالت را عاملى ضدّارزش دانست كه باعث مى گردد همه كوششها و جدّ و جهدهاى آدمى از اعتبار ساقط شود.
اسحق بن عمار از امام صادق علیه السلام روایت كرده است كه آن حضرت فرمود:
مرد عالم و دانشمندى نزد مرد عابدى رسید و به او گفت: نمازت چگونه است [ و كمّاً و كیفاً تا چه حدودى در اداء این فرضیه موفق هستى ]؟
عابد گفت: گریه و حزن و اندوه و اندیشناكى تو تا چه پایه است؟
عابد گفت: آن قدر مى گریم تا اشك از دیدگانم فرو ریزد؟
عالم گفت: خندیدن و دلشاد بودنِ تو ـ درصورتى كه از خداوند متعال خائف و بیمناك باشى ـ بهتر از آن است كه زندگانى را با گریستن بیامیزى ؛ لكن گرفتار مباهات به خویشتن و عجب و خودپسندى باشى . فردى كه گرفتار به خود بالیدن است اعمال و كردارش به سوى خدا اوج نمى گیرد، (بلكه تا فروترین حدّ ـ از نظر درجه و اعتبار ـ سقوط مى كند و بى بها و تهى از ارزش مى گردد).
گویا سعدى با الهام از چنان احادیثى سخنان زیر را به رشته نظم آورده كه :
سـخـن مـانـد از عاقلان یـادگـار
ز سـعـدى همین یك سخن گوش دار
گـنـهـكـار انـدیشـنـاك از خداى
بسـى بـهتـر از عـابـد خودنمـاى
كه آن را جگر خون شد از سوز درد
كه این نكته بر طاعت خویـش كـرد
نـدانـسـت بـر بـارگـاه غـنـى
سـر افـكـندگى به ز كبر و مـنى
بـر این آستان، عجز و مسكینـى ات
بـه از طـاعت و خویشتن بینـى ات
همان گونه كه امام رضا علیه السلام فرمود انسان معجب در خودپسندى تا حدّ دوردستى بلند پروازى مى كند [ كه سرانجام به سقوط و نابودى او منجر مى گردد ] او در این بلندپروازى حتى نسبت به خدا در موضع یك فرد « منّان » جا خوش مى كند.
على بن میسره مى گفت: امام صادق علیه السلام مى فرمود:
از منّان بودن بر حذر باشید.
گفتم: قربانت گردم، منّان بودن چگونه است؟
فرمود: یكى از شما راه مى رود و یا پشت بر زمین مى نهد و پاهاى خود را بالا مى گیرد، [ و آن چنان احساس امنیت و رفاه درونى مى كند و از خود راضى مى گردد ] كه مى گوید: خدایا من فقط آهنگ رضاى تو دارم!
همان امام علیه السلام فرمود:
آن كه براى احدى فضل و فزونى نشناسد باید او را مُعجب به خویشتن و گرفتار خود كامگى در رأى برشمرد.از رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم است كه فرمود:
اگر گناه براى مؤمن از عجب و به خود بالیدن بهتر نمى بود، خداوند متعال ابداً میان بنده و میان گناه او آزادى به وجود نمى آورد.
امام صادق علیه السلام مى فرمود:
براى من جاى بسى شگفتى است كه فردى از رهگذر عمل خویش به عجب گرفتار مى آید؛ ولى نمى داند كه این انحراف روانى او چه فرجام سوئى را براى او بارور مى سازد. كسى كه دچار عجب مى باشد و اعمال خویش را از درون مى ستاید، تحقیقاً از راه و رسم هدایت و راه یابى به حق، به یكسو مى افتد و لذا مزایایى را براى خویش مدعى مى گردد كه فاقد آن است، و قهراً باید او را دروغگویى حرفه اى برشمرد. نخستین و كمترین عكس العمل و بازتاب سوئى كه معجب را آماج خود قرار مى دهد، این است كه دستاو یزِ بالیدن را خداوند متعال از او سلب مى كند تا به او بفهماند كه موجودى حقیر و ناتوان است، و ناگزیر خود بر خویشتن گواهى دهد كه سخت حقیر و بى مقدار مى باشد، همان گونه كه با ابلیسِ خودستا و خود پسند چنین كرد.
عُجب عبارت از درختى است كه بذر و دانه آن كفر است، و كاشتگاه و كشتزار آن عبارت از نفاق، و موادى كه آن را تغذیه و سیراب مى كند، عبارت از درخواستها و توقعات نابحق وبى جا و ظلم و ستم مى باشد، و تنه و شاخه و ساقه هاى آن را جهل و ناآگاهى مى پردازد، و برگهاى آن بیراهگى و گمراهى است. و سرانجام، بَر و میوه آن عبارت از لعنت و محرومیت و دورباش از زحمت خدا و جاودانگى در آتش دوزخ مى باشد.
فردى كه معجب به نفساست، و خویشتن و رأى و نظر خود را مى ستاید احمقى بیش نیست؛ چون نمى تواند به انحراف روانى خود پى ببرد. ودر نتیجه بصیرت خویش را در بینش حالاتى كه باید خود را از آنها برهاند از دست مى دهد، زیرا او گناهان خود را ناچیز تلقى مى كند و نسبت به آنها در بى تفاوتى بسر مى برد.
عمل صالح و پاكیزه عبارت از عملى است كه انسان در انجام آنها به یاد توفیق الهى باشد و این احساس در او به وجود مى آید كه پیشرفت او در آن عمل از بركات توفیق خداوند متعال است، و نباید به خود مغرور گشته و از رهگذر آن دچار خودپسندى گردد و برخدا منت گذارد.
بارى رهنمودها و سیرت هاى الگوساز تربیتى و اخلاقى امام رضا علیه السلام آن چنان غنى و پربار و فراوان است كه بررسى هر یك از آنها به فرصت دور و درازى نیاز دارد، و استقصاى همه آنها و بررسى و تحقیق علمى راجع به تك تك آنها نه تنها در این مجال نمى گنجد؛ بلكه بر اطلاعات و معارفى عمیق مبتنى است كه بضاعت مزجاةِ این بنده بدانها سخت نارساست؛ لذا به پاره اى ارشادات اخلاقى و تربیتى آن امام بزرگوار اشاره كرده و با مرور بر آنها مستفیض شدیم.

ادب و نزاكت و ظرافت

در شرح حال وسیرت آن حضرت نوشته اند كه...
هرگز با سخن خویش بر كسى جفا نكرد و بر وى ستم نراند.
تا سخن كسى به پایان نمى رسید سخن نمى گفت و گفتار او را قطع نمى كرد.
حاجت هیچ كسى را در صورت قدرت و توانایى رد نمى نمود.
پاى خود را هرگز در مقابل كسى دراز نكرد.
هرگز كنار هیچ جلیس و همنشینى بر چیزى تكیه نمى كرد.
هیچ یك از خادمان را به دشنام و ناسزا نگرفت.
صدا به قهقهه بلند نمى كرد؛ بلكه تبسّم مى فرمود.
آن حضرت در تابستانها روى حصیر جلوس مى نمود، و زمستانها روى پلاس مى نشست.
جامه هاى خشن مى پوشید، اما هنگامى كه در میان مردم ظاهر مى شد داراى سر و وضع آراسته بود.
خیر و احسان آن حضرت آن چنان توأم با ادب ونزاكت و ظریف و لطیف انجام مى گرفت كه هرگز طرف احسان، شرمسار نمى گردید؛ لذا نوشته اند كه...
بسیار احسان مى كرد و بخششها را پنهانى انجام مى داد، و اكثر این خیرات را در شبهاى تار [ و بى سر وصدا ] برگزار مى كرد.
به عنوان نمونه:
مرحوم كلینى ( رضوان الله علیه ) در كتاب خود روایتى از « الیسع بن حمزه » آورده است كه مى گفت:
من در محضر امام رضا علیه السلام بودم كه گروه زیادى از مردم پیرامونِ آن حضرت گرد آمده بودند واز او راجع به حلال و حرام سؤال مى كردند. در این اثنا مردى بلندقامت و گندمگون وارد شد و گفت: السلام علیك یا ابن رسول الله! من یكى از دوستداران شما و آباء و اجدادتان هستم و از حج باز مى گردم و تمام موجودى ِ خود را از دست دادم و چیزى براى من باقى نمانده كه با آن بتوانم حتى یك منزل از منازل سفر را طى كنم. چاره اى در باره من بیندیشید تا مرا به شهر و دیارم باز گردانید، كه من در شهر ودیارم فردى توانمند و مالدار مى باشم. به من كمك كنید كه وقتى به وطنم رسیدم از جانب شما به همین مقدار به فقراء هزینه رسانم و به آنها بخشش كنم؛ چون تهیدست و مستحق اِمداد مالى نیستم. حضرت به او فرمود: بنشین كه خداى تو را رحمت كناد. سپس آن حضرت رو كرد به مردم و با آنها به ادامه گفتگو نشست تا آن كه مردم از پیرامون او پراكندند، و فقط آن مرد خراسانى و سلیمان جعفرى و خیثمه و من در آن جا ماندیم. حضرت فرمود به من رخصت دهید به اندرون منزل بروم. لحظه اى گذشت و حضرت بیرون آمد و در را بست و از پشتِ در دست را بیرون آورد ...
..و فرمود: مرد خراسانى كجاست؟
عرض كرد: اینجا.
فرمود: این دویست دینار را بگیر و مخارج خود را با آن تأمین كن و لازم نیست در دیار خود به مقدار آن از جانب من به فقراء كمك كنی، و از سراى ی من خارج شو كه من تو را نبینم و تو نیز مرا نبینى [ كه مبادا هر دو شرمسار گردیم ].
سلیمان به آن حضرت عرض كرد: قربان! عطاى فراونى به این مرد مرحمت فرمودى و او را مورد مهر خویش قرار دادى ، چرا از پشت در و از خفا این كار را برگزار فرمودى ؟
فرمود: بیم آن داشتم كه ذل و خوارى سؤال و خواهندگى را از رهگذر بر آوردن نیازش در چهره او مشاهده كنم. آیا نشنیده ای كه رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: المستتر بالحسنة تعدل سبعین حجة، والمذیع بالسیّئة مخذول، والمستتر بها مغفور له، كسى كه پنهانى و بى سرو صدا احسان مى كند این كار او معادل با هفتاد حج مى باشد، و كسى كه بدى و گناه را افشا و آشكار مى سازد خوار و فرومایه خواهد گشت، و آن كه گناه و بدى را مخفى مى دارد امید آمرزش براى او وجود دارد...
سپس فرمود: آیا این بیت به گوش تو نرسیده است كه:
متى آته یوماً اطالب حاجة رجعت الى اهلى و وجهى بمائه
آن كسى را مى ستایم كه اگر روزى براى حاجتى نزد او روم، به سوى اهل و عیالم در حالى باز مى گردم كه آبروى من مصون مانده و دچار ذلت سؤال و خواهندگى نباشم.
نیز كلینى آورده است كه...
میهمانى بر امام رضا علیه السلام وارد شده و پاره اى از شب را با او به گفتگو نشست كه چراغ دگرگونه شد و مى خواست خاموش شود. میهمان براى ترمیم و اصلاح آن دست خود را پیش آورد تا آن را به حالت نخست باز گرداند كه امام رضا علیه السلام مانع شد و شخصاً آن را ترمیم و اصلاح كرد، آن گاه فرمود:
ما خاندان رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم میهمانان خود را بكار نمى گیرم [ بلكه مقدم آنها را گرامى داشته و از هیچ گونه ادب ونزاكتى نسبت به آنها دریغ نمى ورزیم ].
بدین امید كه خداى متعال ما را از توفیق در التزام به سیرت اخلاقى این امام بزرگوار برخوردار سازد و ارشادات سعادت آفرین و الگو پرداز آن جناب را درهمه جوانب زندگانى به كار بندیم این نوشته را به پایان مى برم، و شفاعت او را در روزى از خدا مى طلبم كه هیچ عاملى جز قلب سلیم و دل پالوده از آلودگى ها سود نمى بخشد.
منبع: مجموعه آثار نخستین كنگره جهانى امام رضا علیه السلام



نوع مطلب : سبك زندگی از نظر امام رضا علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 22 شهریور 1396 ساعت 12 و 13 دقیقه و 35 ثانیه
Howdy! Do you know if they make any plugins to safeguard against hackers?

I'm kinda paranoid about losing everything I've worked hard
on. Any tips?
جمعه 13 مرداد 1396 ساعت 23 و 26 دقیقه و 18 ثانیه
Hello, I check your new stuff on a regular basis. Your writing
style is witty, keep doing what you're doing!
چهارشنبه 30 فروردین 1396 ساعت 20 و 50 دقیقه و 31 ثانیه
My partner and I stumbled over here by a different web page and thought I
might as well check things out. I like what I see so now i'm following you.
Look forward to looking into your web page again.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 ساعت 19 و 15 دقیقه و 52 ثانیه
What's up, this weekend is pleasant designed for me, as this occasion i am reading this impressive
informative post here at my house.
یکشنبه 20 فروردین 1396 ساعت 06 و 35 دقیقه و 47 ثانیه
It's the best time to make some plans for the longer term
and it's time to be happy. I've read this put up
and if I may I desire to counsel you some fascinating issues or
tips. Perhaps you can write subsequent articles regarding this article.
I desire to read even more things about it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





موضوعات
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Google