تبلیغات
پاسخگویی به شبهات دینی روز - خدمت رسانی در سیره ‌امام رضا (ع)
 
پاسخگویی به شبهات دینی روز
درباره وبلاگ


اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً .
به امید آن روز ان شاء الله
شماره تماس با ما:09191718677
شماره تلفن تماس:09333861806

مدیر وبلاگ : سید محمد ظاهر محمدی
نظرسنجی
به دنبال چه مسایلی از دین هستید؟







خدمت كردن به مردم به معنای برآوردن نیازهای آنان از راههای درست است. این موضوع را به دو لحاظ می توان به مادی و معنوی تقسیم كرد.
خدمتگزاری به مردم اعم از آن كه مادی یا معنوی باشد در فرهنگ اسلامی، یكی از عبادت های پر اهمیت به شمار می آید. نقل است پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمودند: هر كس نیازی از برادر مؤمنش را برآورد مانند آن است كه عمری خدای بزرگ را عبادت كرده باشد.[1] مهم ترین نیاز بشر در این دنیا، داشتن «حیات طیبّه» یعنی زندگی پاك است زندگی ای كه در آن نه فقط آلودگی هایی مانند دشمنی كردن با یكدیگر،‌حق كشی و حق پوشی وجود ندارد بلكه سراسر آن از عدالت خواهی،‌ صلح، ایثار و كرامت انسانی موج می زند.
خداوند مهربان تحقق «حیات طیبّه» را در گرو ایمان و عمل صالح می داند و در قرآن كریم می فرماید: «هر مرد و زن مؤمنی كه عمل شایسته انجام دهند آنان را به حیاتی پاك زنده می كنیم و در آخرت نیز به آنان، بهتر از آنچه انجام داده اند می بخشیم.[2]
از اینرو پیامبران الهی و پیشوایان معصوم ـ علیهم السلام ـ را باید، بزرگ ترین خدمتگزاران به مردم دانست زیرا آنان راههای رسیدن به خوشبختی در دنیا و آخرت را به مردم نشان دادند و در این طریق زحمت های طاقت فرسایی كشیدند بنابراین آشنا شدن با روش رهبران الهی در خدمت كردن به مردم، موجب می شود جوامع دینی بلكه تمام مردم جهان، حقوق واقعی شان را بشناسند و با عمل كردن به آن زندگی ای پاك بیابند. آنچه در این مقاله، مختصراً به آن می پردازیم خدمت رسانی در سیره امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ است. آن حضرت برای تحقق «حیات طیبه» در جامعه‌ انسانی، خدمات ارزنده، پربركت و فراوانی انجام دادند كه آن را در چند بخش می توان توضیح داد.
1. خدمات علمی و فرهنگی
از آنجا كه پایه های اصلی «حیات طیبه» ایمان و عمل صالح به شمار می آید و آن نیز بدون شناختن معارف الهی حاصل نمی شود. حضرت رضا ـ علیه‎ السلام ـ با پرداختن به مسائل فرهنگی به جامعه اسلامی بلكه تمام عالم انسانی خدمت بسیار بزرگی كردند. این موضوع را از جنبه های مختلفی می توان بررسی كرد.
الف) تبلیغ معارف حقیقی اسلام
دشمنان خدا از بعثت رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ تا به حال كوشیده اند با اجرای نقشه های گوناگون از گسترش جغرافیای تعالیم جهانی و سعادت بخش اسلام جلوگیری كنند. امّا آن حضرت و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ با تلاش پی گیر، دلسوزانه و مخلصانه، به تبلیغ معارف قرآنی بین مردم پرداختند و در این راه مشكلات فراوانی كشیدند و از دادن مال و جان دریغ نكردند در دوره‌ امامت حضرت علی بن موسی الرضا ـ علیهما السلام ـ عباسیان به ویژه مأمون با حمایت كردن از اندیشه های باطل می كوشیدند از گسترش هر چه بیشتر تعالیم وحیانی، میان مردم جلوگیری كنند و نگذارند آنان در مسیر آموزه های پیشوایان معصوم ـ علیهم السلام ـ پیش بروند. در چنین اوضاعی امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ تبلیغ معارف حقیقی اسلام را مهم ترین خدمت به مردم دانست از اینرو علاوه بر پرداختن به مسائل مهم اعتقادی، احكام شرعی، مباحث اخلاقی و دیگر معارف دینی را در فرصت های مناسب برای مردم بیان می فرمود.
نقل است هنگامی كه مأمون، حضرت رضا ـ علیه‎ السلام ـ را مجبور كرد از مدینه به مركز حكومت یعنی مرو بیاید، آن حضرت در نیشابور به تقاضای مردم برای آنان سخنرانی كرد و فرمود: پدرم حضرت موسی بن جعفر ـ علیهما السلام ـ از پدرش امام صادق ـ علیه‎ السلام ـ او نیز از پدرش امام باقر ـ علیه‎ السلام ـ او هم از پدرش زین العابدین ـ علیه‎ السلام ـ او نیز از پدرش حسین ـ علیه‎ السلام ـ شهید كربلا، او هم از پدرش علی ـ علیه‎ السلام ـ نقل كرده است كه پسر عمویم رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: جبرئیل به من گفت: شنیدم خدای عزیز و سبحان می فرماید: كلمه‌«لا اله الا الله» دژ محكم من است هر كس در آن آید در امان می ماند. سپس آن حضرت در ادامه فرمودند: البته این موضوع، شرط و شروطی دارد كه من یكی از شروط آنم.[3]یعنی آنچه می تواند انسان را از خطر انحراف و عذاب خداوند بزرگ نجات دهد. توحید باوری با رویكرد ولایت پذیری است و به عبارت دیگر به باور آن حضرت، یكتاپرستی و پذیرفتن ولایت و امامت اهل بیت ـ علیهم السلام ـ مهم ترین موضوعی است كه می تواند مردم را از دام گمراهی و گرفتار شدن به عذاب پروردگار برهاند و آنان را به خوشبختی برساند.

پاسخ به پرسش های اعتقادی نیز بخش دیگری از خدمات فرهنگی آن حضرت به مردم بود. از عبدالسلام بن صالح هروی معروف به ابا صلت هروی نقل است: از حضرت رضا ـ علیه‎ السلام ـ پرسیدم: ای پسر رسول خدا! ـ صلی الله علیه و آله ـ این كه در حدیث است، مؤمنان در منزل های بهشتی اشان خداوند را زیارت می كنند معنایش چیست؟ امام ـ علیه‎ السلام ـ فرمودند: ای ابا صلت!‌ همانا خداوند متعال، حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ را بر تمام آفریدگانش حتی انبیا و فرشتگان برتری داده است و پیروی كردن از او را اطاعت از خود می داند چنان كه زیارت كردن آن حضرت را در دنیا و آخرت، زیارت كردن خودش می شمارد. در قرآن كریم می فرماید: هر كس از پیامبر پیروی كند، همانا مرا اطاعت كرده است.[4] و در آیه دیگری می فرماید: ای پیامبر! به راستی آنان كه با تو هم پیمان شده اند همانا با خداوند پیمان بسته اند، دست خدا بالای دست های آنان است.[5]و نیز پیامبر فرمود: هر كس مرا هنگام زندگی یا پس از مرگم زیارت كند به یقین خداوند بزرگ را زیارت كرده است.
مقام پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در بهشت از همگان برتر است پس هر كس او را با این رتبه زیارت كند، به یقین خداوند را زیارت كرده است.
عبدالسلام در ادامه می گوید: از امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ پرسیدم چرا می گویند: ثواب ذكر «لا اله الا الله» به اندازه نگاه كردن به صورت پروردگار است؟ آن حضرت فرمود: هر كس باور كند خداوند هم مانند آفریدگانش صورتی دارد به یقین كافر و گمراه است ولی بدان! پیامبران و حجّت های آفریدگار «صلوات الله علیهم» صورت اویند زیرا مردم به راهنمایی آنان، به خدا و دین روی می آورند، چنان كه خدای متعال در قرآن كریم می فرماید: هر آنچه در عالم هستی است به فنا می رود. و فقط وجه (ذات) پرودگارت كه با عظمت و بزرگوار است باقی می ماند.[6] و نیز می فرماید هر چیزی جز وجه (ذات) خداوند نابود می شود.[7]
بنابراین نگاه كردن به پیامبران خدا و حجّت های او با مقام های بهشتی اشان در آخرت، پاداش بزرگی برای مؤمنان است، همان گونه كه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر كس دشمن اهل بیتم باشد با من دشمن است و او در آخرت مرا نمی بیند، من نیز او را نمی بینم و فرمود: میان شما كسانی وجود دارند كه وقتی از من جدا شدند دیگر مرا نخواهند دید.
امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ در ادامه فرمودند: ای ابا صلت! نمی توان خدا را به مكان شناساند. دیدگان او را نمی بینند و اندیشه ها به ذاتش پی نمی برند.
اباصلت می گوید: از آن حضرت پرسیدم: آیا بهشت و جهنم، اكنون نیز وجود دارند یا خیر؟ امام ـ علیه‎ السلام ـ فرمودند: آری! رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ شب معراج بهشت و جهنم را دید.
گفتم به باور برخی، بهشت و جهنم هنوز آفریده نشده اند. فرمود: ایشان از ما و ما از آنان نیستیم هر كس وجود بهشت و جهنم را انكار كند. ما و پیامبر را دروغ گو دانسته است. چنین كسی بهره ای از ولایت و دوستی ما ندارد و برای همیشه در جهنم می ماند. خدای بزرگ در قرآن كریم می فرماید: این است آن دوزخی كه مجرمان انكارش می كردند اكنون میان آب های جوشانش دور می زنند و نیز حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: شب معراج كه مرا به آسمان ها بردند، جبرئیل دستم را گرفت و به بهشت برد و از خرمای آن به من داد، ‌وقتی از آن خوردم، نور فاطمه ـ علیهم السلام ـ در من به وجود آمد آنگاه به زمین برگشتم نزد خدیجه رفتم او از من به فاطمه ـ سلام الله علیها ـ باردارشد آری! فاطمه ـ علیهما السلام ـ انسان بهشتی گونه ای است هر گاه مشتاق بهشت می شوم. او را می بویم زیرا بوی بهشت می دهد.[8]
علاوه بر آنچه بیان شد حضرت رضا ـ علیه‎ السلام ـ به پرسش های اعتقادی فراوانی پاسخ داده است كه برخی آنها عبارت است از:
ـ پاسخ به پرسش گروهی از مردم ماورالنهر درباره‌ مكان، حالت و تكیه گاه خداوند.
ـ پاسخ به پرسش محمد بن عرفه درباره قدرت آفریدگار جهان.
ـ پاسخ به پرسش حسین بن بشار درباره‌ علم پروردگار سبحان.
ـ پاسخ به پرسش صفوان بن یحیی درباره اراده حضرت حقّ.
ـ پاسخ به پرسش حسین بن خالد درباره خلقت صورت حضرت آدم ـ علیه‎ السلام ـ.
ـ پاسخ به پرسش عبدالعزیز بن مسلم درباره این كه آیا پروردگار متعال هم مانند انسان فراموشی دارد یا خیر؟
ـ پاسخ به پرسش محمد بن سنان درباره‌ این كه آیا خداوند پیش از آن كه مخلوقات را بیافریند خودش را می شناخت یا خیر؟
ـ پاسخ به پرسش حمدان بن سلیمان درباره این كه آیا كارهای انسان مخلوق خداوند است یا خیر؟[9]
بیان مسائل شرعی و فلسفه احكام نیز یكی از برنامه های تبلیغی امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ در خدمتگزاری فرهنگی به مردم بود.[1] . علامه مجلسی، بحارالانوار ج93،‌ص 383.
[2] . نحل، 97، تفسیر نمونه، ج11، ص 349 ـ 350.
[3] . پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، ص 495، مؤسسه تحقیقاتی و تعلیماتی امام صادق ـ علیه‎ السلام ـ چاپ نهم، زمستان 1378.
[4] . نساء 80.
[5] . فتح10.
[6] . رحمن 20.
[7] . قصص28.
[8] . شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج1 و 2، ص 99-101 مترجمان، ساعدی محمد باقر و رضایی عبدالحسین، انتشارات كتابفروشی اسلامیه، چاپ 1396 هـ ق.
[9] . همان، ص 101-136.

مثلاً نقل است آن حضرت فرموده اند: فلسفه زكات آن است كه به فقیران و مستمندان كمك و به سبب آن مال ثروتمندان حفظ شود زیرا خدای متعال، مردمان تندرست را موظف كرده است كه مردم مریض و گرفتار را كمك كنند چنان كه در قرآن كریم می فرماید: همانا شما در مال و جانتان آزمایش می شوید.[1]
آزمایش كردن در مال یعنی جدا كردن زكات از آن و آزمودن جان به معنای وادار كردن نفس ها به شكیبایی در برابر گرفتاری ها و سپاسگزاری به نعمت ها است.
فلسفه واجب شدن روزه، شناختن و دانستن گرسنگی و تشنگی است تا بنده ذلیل و بی نوا پاداش داده شود و شكیبایی پیشه كند و سختی های آخرت را به یاد آورد.
خداوند ربا خواری را حرام فرمود، زیرا آن، موجب نابود شدن اموال است. مردم به سبب آن قرض الحسنه را ترك می كنند و نیكی به یكدیگر از میانشان رخت برمی بندد. شراب حرام است زیرا موجب از بین رفتن عقل می شود و میگسار را به گناهانی مانند دروغ بستن به خداوند و رسولانش، آدم كشی، زنا و... وا می دارد.[2]
تلاش برای نهادینه كردن اخلاق اسلامی در جامعه انسانی را باید بعد دیگری از خدمت رسانی فرهنگی امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ به مردم بشماریم. چنان كه نقل است آن حضرت فرمودند: مؤمن وقتی حقیقت ایمان را در خود می یابد كه سه ویژگی، یكی از خداوند، دیگری را از رسولش و سومی را از امام ـ علیه‎ السلام ـ داشته باشد. صفت خدایی كه باید در خود به وجود آورد این است كه اسرار خود را بپوشاند (و به هر كس نگوید) چنان چه پروردگار متعال فرموده است: خداوند غیب را می داند و هیچ كس را جز رسولی كه از او خشنود است از آن با خبر نمی كند و اما ویژگی هایی كه از پیامبر باید داشته باشد آن است كه با مردم مدارا كند چنان كه خدای بزرگ فرموده است: راه بخشش پیشه كن و مردم را به انجام دادن كارهای شایسته بخوان و از جاهلان دور باش[3]! و اما خصلتی كه از امام باید بگیرد این است كه در سختی ها صبر كند چنان كه خداوند در وصف مؤمنان می فرماید: آنان در گرفتاری ها شكیبایند.
ب: پاك سازی اذهان مردم از شبهات دینی
یكی از ترفند های بسیار پیچیده دشمنان اسلام علیه مسلمانان، القای شبهات دینی در اذهان آنان است تا بدین سبب بتواند آنان را از صراط مستقیم منحرف كنند و حقیقت دین را از آنان بپوشانند. این موضوع، بزرگ ترین خیانتی است كه از آغاز اسلام تا كنون توسط دشمنان دین پی گیری شده و گرفتاری فراوانی در جامعه اسلامی پدید آورده است. در چنین اوضاعی، مهم ترین و راهگشاترین خدمت به مردم آن است كه به شبهات دینی اشان پاسخ داده شود چنان كه تمام رهبران الهی و از جمله حضرت رضا ـ علیه‎ السلام ـ در فرصت های مناسب، غبار شهادت دینی را از آئینه ذهن متدینان می زدودند تا نور دین را در آن منعكس كنندس.
شبهه افكنی در باورهای دینی مردم، هنگام امامت حضرت علی بن موسی الرضا ـ علیهما السلام ـ نمودهای مختلفی داشت كه برخی آنها عبارتند از:
ـ ایجاد شبه در اعتقاد به اعلمیّت امام معصوم ـ علیه‎ السلام ـ از دیگران
از جمله موضوعاتی كه مأمون عباسی را بسیار می‌آزرد محبوبیت و مقبولیت علمی و معنوی فراوان امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ بین مردم بود. از اینرو تصمیم گرفت ابهت علمی و معنوی آن حضرت را بشكند تا پیروان ولایت در اعتقاد به اعلمیت امام معصوم ـ علیه‎ السلام ـ بر دیگران مردّد شوند. مأمون می پنداشت با مطرح كردن پیشنهاد تشكیل مجالس مناظره آن حضرت با رهبران و علمای ادیان و مذاهب مختلف می تواند به هدفش برسد. زیرا قبول یا ردّ این پیشنهاد از جانب علی بن موس الرضا ـ علیهما السلام ـ به ضرر او و پیروانش است یعنی مأمون باور كرده بود، پیشنهاد مناظره، حضرت رضا ـ علیه‎ السلام ـ را بر سر یك دو راهی قرار می دهد هر یك را انتخاب كند شكست می خورد زیرا نپذیرفتن پیشنهاد مذكور به معنای ناتوانی علمی آن حضرت تلقّی می شد و پذیرفتن آن نیز به زعم او امام ـ علیه‎ السلام ـ را به بن بست علمی می كشاند و در هر دو صورت می توان هواداران طریق ولایت و امامت را با دو بحران بزرگ رو به رو كرد. نخست این كه آنان را در اصل ولایت و امامت در شبه افكند و دوم آن كه با فرو ریختن دژ محكم ولایت و امامت، دروازه های جامعه اسلامی را به روی سوداگران بازار شبه سازی گشود و با عرضه‌ انواع شبهات میان مردم، دین و ایمانشان را به یغما برد.
اما چون خدای بزرگ اراده كرده است دینش را در مقابل دشمنان حفظ كند، امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ را یاری فرمود تا پیشنهاد مناظره را بپذیرد و در تمام گفت و گوهایش با سران و رهبران ادیان و مذاهب مختلف پیروز شود بنابراین، مؤمنان نه فقط در باورداشت اعلمیّت امام معصوم بر دیگران دچار شبهه نشدند، بلكه اعتقادشان به اصل ولایت و امامت دو چندان شد و مأمون دریافت پیشنهادش بر خلاف انتظار محبوبیت امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ را بیشتر و پیروان آن حضرت را در اقتدای به او ثابت قدمتر كرد.
آری! امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ با انجام دادن این كار توانست برای همیشه برگ زرّین دیگری به دفتر بزرگ خدمتگزاریش به مردم مسلمان بلكه تمام عالم بشری بیفزاید.
شبه سازی در معارف مختلف دینی
در خلافت عباسیان و از جمله دوره مأمون، دین تراشی، مذهب سازی و شبهه افكنی در معارف گوناگون دینی رایج بود. و چون مردم به ویژه شیعیان در زمان مأمون به راحتی نمی توانستند با امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ ارتباط برقرار كنند بسیاری آنان به شبهات دینی متعددی گرفتار می شدند و این موضوع به گونه ای جدی، پیروان آن حضرت را نگران كرده بود و هر یك از آنان كه می توانستند به حضور امام برسند این نگرانی را به سمع آن حضرت می رساندند از ابی نصر بزنطی نقل است: خدمت امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ شرفیاب شدم و به حضرتش گفتم گروهی از شیعیان، جبری مذهب شده اند و عده ای دیگر به «مذهب اختیار» گرویده اند در روایت دیگری نقل است: یكی از شیعیان نزد آن حضرت آمد و گفت: ای فرزند رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ خدا را برای ما وصف كن زیرا میان اصحاب ما در شناختن پروردگار اختلاف فراوانی وجود دارد. در چنین حال و هوایی، بزرگترین خدمت به مردم، زدودن شبهات دینی از خاطرهای آنان است موضوعی كه امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ با جدیت فراوان به آن پرداخت و موضع اعتقادی شیعه را در برابر دیگران مانند اهل الحدیث بیان كرد و با بهره بردن از سخنان امام علی ـ علیه‎ السلام ـ و نیز باورهای خودش توانست شبهات گوناگونی را پاسخ دهد.[4]
2. خدمت رسانی در عرصه سیاست
سیره تاریخی پیشوایان معصوم ـ علیهم السّلام ـ در عرصه سیاست، تلاش متناسب با موقعیتشان برای حاكمیت نظام توحیدی و مبارزه كردن با طاغوت یعنی حكومت های غیر الهی بوده است بر این اساس امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ نیز در دوره ‌امامتش كوشید با شجاعت، درایت و صداقت، مردم را در صحنه‌ سیاست از فرو غلطیدن به دامن طاغوت نجات دهد و ویژگی های حكومت توحیدی و حاكمان موحد را برایشان بیان كند از اینرو مأمون هر چند تلاش كرد امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ را به اركان حكومتش نزدیك كند و با سوء استفاده از او حكمرانیش بر مردم را مشروعیت و تداوم ببخشد امّا آن حضرت هیچ گاه مجال این خیانت بزرگ را به او نداد. و با رفتارهای سنجیده‌ سیاسی، مردم را در فهم درست اوضاع سیاسی آن دوره و تصمیم گیریهای شایسته در برابر گروه حاكم یاری كرد. بررسی اوضاع و شرایط حكومت مأمون نشان می دهد او دشواری های سیاسی فراوانی داشت زیرا:
ـ عباسیان از مأمون ناخشنود بودند.
ـ جایگاه برادرش یعنی امین بین عباسیان از او برتر بود.
ـ علویان پیاپی علیه او مبارزه می كردند.
ـ اعراب نیز با مأمون و سیستم حكومتیش مخالف بودند.
مأمون برای رهایی از این مشكلات ابتدا برادرش امین را كشت. سپس برای مهار كردن بحرانهای دیگر حكومتش مصمم شد، نخست: شورشهای علویان را فرو بنشاند.
دوم: این كه علویان را وا دارد تا به مشروعیت حكومت او اعتراف كنند.
سوم: این كه از محبوبیت علویان بین مردم بكاهد و در مقابل، مهر و اعتماد اعراب را به خود جلب كند.
مهمتر از همه دشواری های مذكور این بود كه اصولاً مأمون وجود امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ را بزرگ ترین خطر برای حكومتش می دانست از اینرو چاره ای اندیشید و آن حضرت را به زور ولی با ظاهر محترمانه وا داشت از مدینه به مركز حكومت یعنی مرو عازم شود. تا كارها و ارتباطات او را كنترل كند و امكان هر گونه تحركات سیاسی را از امام ـ علیه‎ السلام ـ و یارانش بگیرند. و علاوه بر آن با انتساب حضرت رضا ـ علیه‎ السلام ـ به دربار به مردم بفهماند كه حكومتش بر آنان مشروع است. از اینرو در آغاز به امام ـ علیه‎ السلام ـ پیشنهاد كرد، خلافت را بپذیرد. قبول كردن پیشنهاد مذكور موجب می شد مردم بخصوص شیعیان با بحران سیاسی بسیار پیچیده ای مواجه شوند و اجرای این نقشه، خیانت شكننده ای به جامعه اسلامی بود و چون حضرت رضا ـ علیه‎ السلام ـ از آن آگاهی داشت با درایتی حیرت انگیز آن را خنثی كرد یعنی با منطقی قوی به مأمون و دیگران فهماند، ‌خلافت حق مأمون نیست تا بخواهد آن را به كسی بدهد.[1] . آل عمران 186.
[2] . عیون اخبار الرضا، 186.
[3] همان ص 271-272.
[4] . جعفریان، رسول، حیات فكری و سیاسی امامان شیعه ص 450 ـ 453 چاپ پنجم، بهار 1381 هـ ش.










و این مطلب چیزی جز تأكید بر نامشروع بودن حكومت مأمون نبود.
مأمون وقتی از اجرای نقشه مذكور درماند، پیشنهاد دیگری را مطرح كرد او با تهدید از امام ـ علیه‎ السلام ـ خواست، ولایتعهدی را بپذیرد. آن حضرت هر چند به قبول كردن این پیشنهاد هم مایل نبود امّا به ملاحضاتی از جمله جلوگیری از ریخته شدن خون مردم به ویژه شیعیان آن را به گونه مشروط پذیرفت. آری! امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ در اوضاعی، ولیعهدی مأمون را پذیرفت كه اگر از آن امتناع می كرد نه فقط جان خود را به رایگان از دست می داد بلكه علویان و دوستداران حضرتش نیز همگی در خطر بودند از اینرو بر امام لازم بود، جان خود و شیعیان و هواخواهانش را از گزندهای ستمگران برهاند. اینان بایستی باقی می ماندند تا چراغ راه و مقتدای مردم در حل مشكلات آنان و هجوم شبهه ها باشند. علاوه بر این قبول كردن ولیعهدی به گونه ای اعتراف گرفتن از عباسیان بود كه بپذیرند علویان نیز سهم شایسته ای در حكومت دارند.
از جمله دلایل قبول كردن ولیعهدی مأمون از جانب امام ـ علیه‎ السلام ـ آن بود كه مردم خاندان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ را در صحنه سیاست حاضر ببینند و نپندارند كه آنان علما و فقهایی اند كه در عمل به كار ملت نمی آیند چنان كه وقتی ابن عرفه از آن حضرت پرسید: چرا ولیعهدی را پذیرفتی؟ امام ـ علیه‎ السلام ـ فرمود: به همان انگیزه ای كه جدم علی ـ علیه‎ السلام ـ را واداشت وارد شورا شود، من نیز ولیعهدی را قبول كردم.[1]
مطلب دیگر این كه امام ـ علیه‎ السلام ـ در ایام ولیعهدی اش چهره واقعی مأمون را به همه شناساند و ترفندهایش را آشكار كرد.
آن حضرت، برای پذیرفتن مقام ولیعهدی شروطی قرار داد مانند این كه در عزل و نصب ها نقشی نداشته باشد. نه رسم و سنتی براندازد و نه وضعی را دگرگون كند و بلكه در امر حكومت صرفاً یك مشاور باشد.
امام ـ علیه‎ السلام ـ با بیان این شروط به مردم فهماند سیستم حكومتی موجود، نظر او را تأمین نمی كند و مشروع نیست علاوه بر آن مامون نمی توانست كاری به اسم امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ انجام دهد. و امام ـ علیه‎ السلام ـ نیز هرگز حاضر نشد تصمیمات هیأت حاكمه را اجرا كند.[2]
3. پرداختن به حل مشكلات اقتصادی مردم
یكی از خدمات ارزنده امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ به مردم، رفع مشكلات اقتصادی آنان بود. آن حضرت هر گاه مجالی مناسب در كمك مالی به دیگران می یافت از آن دریغ نمی كرد و از راههای گوناگون به آن می پرداخت.
در حدیثی از یسع بن حمزه قمی نقل است: گروهی، در محضر امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ بودیم، حاضران، مطالبی درباره حلال و حرام از آن حضرت می پرسیدند ناگاه مرد بلند قامت و گندمگونی كه اهل خراسان بود به مجلس وارد شد سلام كرد و به امام ـ علیه‎ السلام ـ گفت: ای پسر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ من از دوستان تو و پدران و اجداد توام، از سفر حج می آیم خرجی ام را گم كرده ام و هزینه برگشتن به وطنم را ندارم. به من چیزی عطا فرمایید كه با آن بتوانم به وطنم برگردم. وقتی بدانجا رسیدم، برابر آنچه به من داده اید از جانب شما صدقه می دهم زیرا به فضل خداوند، ‌فقیر و مستحق صدقه نیستم. آن حضرت به او فرمود: بنشین! خدا تو را رحمت كند. امام ـ علیه‎ السلام ـ درنگ كرد تا گفت و گوی حاضران با او تمام شد. و همگی جز من، آن مرد، سلیمان جعفری و خثیمه از آنجا رفتند حضرت رضا ـ علیه‎ السلام ـ با اظهار كسب اجازه از ما، داخل اتاق شدند پس از لحظاتی در را بست و دستش را از بالای آن دراز كرد و فرمود: آن مرد خراسانی كجاست؟ او گفت: من اینجا حاضرم امام ـ علیه‎ السلام ـ فرمود: این دویست اشرفی را بگیر و به كارهایت برس و لازم نیست برابر آن را از جانب من صدقه بدهی و به گونه ای از منزل خارج شو كه من و تو یكدیگر را نبینیم.
آن شخص از خانه خارج شد، ‌سلیمان به امام ـ علیه‎ السلام ـ گفت: فدایت شوم! به او بخشش فراوان كردی اما چرا روی مباركت را به او نشان ندادی فرمود: نمی خواستم به سبب برآوردن نیازش، ذلت درخواست را در چهره اش ببینم، آیا نشنیده ای كه رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: ثواب عمل نیكی كه در پنهانی انجام بگیرد از هفتاد حج ارزنده تر است و كسی كه بدی ای را آشكار كند، نابود می شود و اگر آن را بپوشاند، خداوند او را می بخشد.
در حدیث دیگری نقل است: امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ در خراسان یك روز عرفه تمام ثروت خود را به نیازمندان بخشید، فضل بن سهل گفت: این كار غرامت است امام فرمود: آن غنیمت است نه غرامت زیرا چیزی كه به سبب آن، پاداش و كرامت الهی را می خواهیم نباید غرامت بنامیم.
4. رعایت كردن حقوق كارگران
از جمله نمودهای خدمت رسانی امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ به مردم، رعایت كردن حقوق كارگران و تأكید بر آن است چنان كه از سلیمان جعفری نقل است: روزی هنگام غروب، به فرمان حضرت رضا ـ علیه‎ السلام ـ در خدمتش به منزلشان مشرف شدم. دیدم غلامان در منزل مشغول كارند و میانشان فرد دیگری نیز وجود دارد، آن حضرت از غلامان پرسید: این شخص كیست؟ گفتند: كارگری است كه او را به كمك گرفته ایم. فرمود: مزدش را معین كرده اید؟‌ گفتند: خیر امام ـ علیه‎ السلام ـ سخت بر آنان غضب كرد به آن حضرت گفتم: فدایت شوم! چرا خودتان را ناراحت می كنید؟! فرمود: من بارها آنان را از این كه كارگری بگیرند و دستمزدش را ابتدا معین نكنند بر حذر داشته ام و گفته ام كسی كه كارگری می گیرد اگر از آغاز با او مقاطعه نكند یعنی به او نگویند دستمزدش چقدر است آن كارگر می پندارد تمام مزدش را نداده اند ولی اگر از اول بداند دستمزدش چقدر است وقتی آن را به او بدهی تو را كه به عهدت وفا كرده ای می ستاید و چنانچه به قدر حبّه ای بیشتر از آنچه معین كرده ای بپردازی در خاطرش می ماند.[3]
5. همدردی با مردم جلوه دیگری از خدمتگزاری حضرت رضا ـ علیه‎ السلام ـ
همدردی با مردم در مصیبت هایشان نوعی خدمتگزاری به آنان است. امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ در این باره نیز نقش تحسین برانگیز و سازنده ای داشت كه نمونه ای از آن ذكر می شود. موسی بن سیار می گوید: در خدمت حضرت رضا ـ علیه‎ السلام ـ به سمت طوس می رفتیم وقتی به شهر نزدیك شدیم صدای شیونی شنیدیم، آنجا رفتیم دیدیم كسی فوت كرده است، امام ـ علیه‎ السلام ـ از مركب پیاده شدند و نزدیك جنازه تشریف بردند، آن را بلند كردند و به سینه‌ مباركشان چسبانیدند سپس به من فرمود: ای موسی بن سیّار! هر كس پیكر دوستی از دوستان ما را تشییع كند، از گناهانش پاك می شود مانند روزی كه از مادر متولد شده است. وقتی تشییع كنندگان جنازه را نزدیك قبر بر زمین گذاشتند امام ـ علیه‎ السلام ـ به جانبش رفت، خود را به او رساند، دستی بر سینه اش گذاشت و فرمود: ای فلان بن فلان بهشت بر تو بشارت باد، بعد از این ساعت، دیگر ترسی نداری.
به امام ـ علیه‎ السلام ـ گفتم: فدایت شوم! آیا او را می شناسی؟! در حالی كه تا الان این جا را ندیده ای. آن حضرت فرمود: آیا نمی دانی كه كارهای شیعیان را هر صبح و شام به ما نشان می دهند اگر در اعمالشان نقصی بیابیم از خداوند برایشان آمرزش می خواهیم و چنانچه كارهایشان را نیكو یافتیم، ‌از پروردگار، شكر یعنی پاداش آن را برای صاحبانش می طلبیم.[4]
6. مهمان داری و سفارش كردن به آن
مهمان داری و مهمانی رفتن به لحاظهای مختلف عاطفی، تربیتی، و... در سالم سازی و روابط خانوادگی و اجتماعی بشر بسیار تأثیر دارد و آن را می توان یكی از نیازهای زندگی انسان برشمرد. از اینرو موضوع مذكور در فرهنگ اسلام كاری ارزنده به شمار می آید. نقل است امام حسن مجتبی ـ علیه‎ السلام ـ فرمودند: خداوند گناهان مؤمنی را كه از صدای جویدن غذای مهمانش شادمان است می آمرزد.[5]
حضرت رضا ـ علیه‎ السلام ـ نیز مانند اجداد پاكش از طریق مهمان داری به مردم خدمت بسیاری كرد. در حدیثی، یاسر خادم نقل كرده است: امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ در اوقات فراغتش تمام خادمانش را از بزرگ تا كوچك گرد هم می آورد و با آنان سخن می گفت و انس می گرفت و هنگام غذا خوردن همه آنان را بر سفره غذایش می نشاند و با آنان غذا میل می فرمود.[6]
[1] . ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب،‌قم، مؤسسه انتشارات علامه، ج 2، ص 364 و صدوق، عیون اخبار الرضا، تهران، دارالكتب الاسلامیه، ج 2،‌ص 141.
[2] . همان، ص 490ـ 498.
[3] . قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال، ص 866 ـ 868 موسسه مطبوعاتی حسینی.
[4] . همان، ص 867 ـ 868.
[5] . مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 75، ص 460.
[6] . منتهی الآمال، ص 868.


نوع مطلب : سبك زندگی از نظر امام رضا علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 24 شهریور 1396 ساعت 00 و 06 دقیقه و 05 ثانیه
I'm really enjoying the theme/design of your web site.

Do you ever run into any browser compatibility problems?
A number of my blog visitors have complained about my website not operating correctly in Explorer but looks great
in Firefox. Do you have any ideas to help fix this problem?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





موضوعات
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Google